ترجمه فصل «تکنیکهای مصاحبه» از کتاب «مصاحبه برای روزنامهنگاران» نوشته سالی آدامز و وینفورد هیکس
تصور کنید رویکرد شما نسبت به مصاحبه شونده بدون نقص باشد، اما با این وجود نسبت به میزان اطلاعاتی که در اختیار شما قرار میگیرد، رضایت کافی ندارید، یعنی مصاحبه شونده پاسخ درست و مناسب به سؤالات نمیدهد چه باید کرد؟ در اینجا تکنیکهایی را در اختیار شما قرار میدهیم تا در مواردی که میزان اطلاعات بدست آمده به اندازه کافی نیست، از آن ها استفاده کنید. استفاده از این تکنیکها تنها زمانی به خوبی جواب میدهد که در زمان مناسب از آن ها استفاده کنید. بحث مدیریت خبر بسیار پیچیده است و گاهی جایی را نیز باید برای شکست گذاشت، اما این به معنای تسلیم شدن تمام و کمال نیست - هر چند گاهی تسلیم شدن هم در کار است.
سماجت به خرج دهید
اگر مصاحبه کننده تمایلی به پاسخ به سؤالی ندارد، ممکن است بخواهید به سراغ سؤال بعدی بروید. این برای شما چیزی شبیه به همان شکست است، مگر اینکه به عمد این کار را انجام داده باشید تا بعدا باز آن را مطرح کنید. شما آنجا هستید که مصاحبه بگیرید، بنابراین دوباره سؤال را مطرح کنید. ممکن است این بار کمی با ملایمت بیشتر و به صورت غیرمستقیم بتوانید سؤال را بپرسید و به جواب برسید. به او بگویید که این فرصتی مناسب برای روشن شدن قضایا و رفع شایعات است. سعی کنید ضمن سماجت، از هر نوع تاکتیکی که میتوانید استفاده کنید و با خوشرویی مصاحبه شونده را به حرف بکشانید.
اجازه دهید فرد به صحبت هایش ادامه دهد
خونسردی خود را حفظ کنید و اجازه دهید مصاحبه شونده به صحبت هایش ادامه دهد. ممکن است با چند سؤال اولیه مشخص شود که فرد تمایلی به پاسخ دادن به این سؤال ها ندارد، بنابراین موقعیت سؤالها را به گونهای تغییر دهید که فکر میکنید مصاحبه شونده تمایل دارد در مورد آن ها صحبت کند. اجازه دهید صحبتهایش را ادامه دهد. اگر مناسب است، کمی خنده هم به بحث اضافه کنید. زمانی که یخ صحبتهای فرد باز شد، به سراغ سؤال های اصلی بروید.
حدس بزنید
این تکنیک بیشتر در مورد آمار و ارقام به کار میآید. وقتی فرد تمایلی به ارائه آمار دقیق ندارد، می توان عددی را حدس زد و منتظر عکس العمل فرد ماند.
«- هزینه های ما بیش از نیم میلیون دلار است.»
«- یعنی چیزی بیش از 600 تا 700 میلیون؟»
عکس العمل و پاسخ مصاحبه شونده به تجربه او بستگی دارد. اگر جواب داد: «بله»، عدد بعدی را بگویید:
«یعنی بیش از 800 تا 900 میلیون؟»
ممکن است پاسخ این باشد:
«ما ترجیح می دهیم در مورد رقم دقیق بودجه صحبت نکنیم.»
در جواب باز هم یک حدس بزنید:
«یعنی ممکن است رقم بودجه شما چیزی بین 1 تا 2 میلیون دلار باشد؟»
در صورتی که باز هم جواب مثبت بود، به حدس زدن و پیشنهاد عدد و رقم ادامه دهید تا به رقم صحیح برسید. اما در صورتی که با ممانعت فرد روبرو شدید، دیگر ادامه ندهید. در اینجا دقت به عکس الملهای فرد مصاحبه شونده، به خصوص زبان بدن (body language)، میتواند کمک کند.
نارضایتی خود را ابراز کنید
یکی از تکنیکهای مؤثر برای تشویق مصاحبه شونده برای صحبت کردن و ارائه اطلاعات بیشتر، این است که نارضایتی خود را از شرایط نشان دهید. این کار را باید با زیرکی خاصی انجام داد. اگر دفترچه یادداشت و خودکار در دست دارید، مثلا می توانید دفترچه را ببندید یا خودکار را داخل جیب بگذارید تا فرد متوجه شود از طفره رفتن های او در پاسخ به سؤالات راضی نیستید.
نمونه شدیدتر آن این است که مثلا دستگاه ضبط صوت خود را خاموش کنید. حتی در ادامه میتوانید به سردبیر، یا دبیر سرویس و یا حتی به خودتان لعنت بفرستید، اما به یاد داشته باشید این کار را با ملایمت انجام دهید:
«نه، این نشد، این اصلا خوب نیست. میتوانیم دوباره شروع کنیم؟»
«این فایده ندارد، سردبیر با دیدن این مصاحبه حتما مرا خواهد کشت. میشود کمی بیشتر وارد جزئیات شویم؟»
«من جدا امید داشتم در مصاحبه با شما چیزی بهتر از این ها دستگیرم شود.»
و یا حتی:
«شک نکیند با این وضع، من کارم را از دست میدهم. ممکن است اطلاعات قویتری به من بدهید - خواهش میکنم!»
مصاحبه شونده را تهدید کنید که طفره رفتن او را درج میکنید
اگر فرد پاسخ سؤال خاصی را نمی دهد، اشاره کنید که در مصاحبه درج می کنید که وی از پاسخ دادن طفره رفته است. البته این مورد بسیار به میزان اعتبار رسانه متبوع شما بستگی دارد. این تکنیک در مورد افراد کم تجربه تر بیشتر جواب می دهد. به هر حال ارزش امتحان را دارد.
از شایعه استفاده کنید
گاهی اوقات میتوانید در صورتی که فرد به سؤال شما پاسخ نمیدهد، خود در مقام پاسخ به سؤال، از یک شایعه استفاده کنید. البته فراموش نکنید که برای این کار، از قبل باید شرایط را فراهم کرده باشید.
«اما من شنیدهام که، شرکت شما به شدت تحت حمایت نمایندگان دمکرات مجلس است.»
در اینجا اگر اطلاعاتی در این زمینه داشته اید و اینگونه صحبت کرده باشید، فرد دو راه دارد، یا قبول میکند و یا تکذیب. حتی در صورت تکذیب باز هم جا برای ادامه صحبت در این باره وجود دارد.
نبایدها
- - سعی کنید در مصاحبه خودتان را به رخ فرد مصاحبه شونده نکشید. هدف اولیه شما به دست آوردن اطلاعات و پاسخ سؤالها است. این کار، حس این که در مرکز توجه هستند، را از آنها میگیرد.
- - اولین، معمولیترین و دم دستترین سؤالی که به ذهن میرسد را نپرسید. این سؤال ممکن است به ذهن هر کس دیگری هم بیاید.
- - مصاحبه شونده را با حرف هایتان آزار ندهید. این کار بازخورد منفی دارد.
- - آنچه را میتوانسته اید با تحقیقات خود در مورد موضوع یا فرد مصاحبه شونده بفهمید، در قالب سؤال نپرسید.
- - از همه مهمتر این سؤال را نپرسید: «احساستان چیست؟»
موضوعات مرتبط: نکاتی در خصوص مصاحبه ، گزارش رادیویی
ترجمه فصل تکنیکهای مصاحبه از کتاب مصاحبه برای روزنامهنگاران نوشته سالی آدامز و وینفورد هیکس
شوخی چقدر، تمجید تا کجا؟
شوخی
برخورد خوب با مصاحبه شونده به او کمک میکند در طول پرسش و پاسخها احساس آرامش بیشتری داشته باشد. در بیشتر مصاحبهها خوش برخوردی و شوخی، به خوبی جواب میدهد، مگر اینکه مصاحبه شونده موقعیتی داشته باشد که امکان شوخی کردن با او نباشد. در مورد استفاده از شوخی در مصاحبه ها هیچ قانون خاصی وجود ندارد و هیچ کتابی نمی تواند در این مورد به شما کمک کند، اگر توانایی شوخی کردن دارید، حتما از این توانایی خود استفاده کنید. این برخورد، به پیشبرد مصاحبه کمک میکند و ابتکار عمل را به دست شما میدهد. البته در مورد شوخی کردن حتما توجه داشته باشید به موقع باشد و آن را طوری انجام دهید که توهینی به مصاحبه شونده نشود.
تعریف و تمجید
معمولا در طول مصاحبه یکی از نکاتی که باعث نگرانی میشود این است که تا چه حد میتوان از مصاحبه شونده تعریف و تمجید کرد. از طرفی ممکن است باعث شود فرد بیش از اندازه خود را دست بالا بگیرد. گاهی هم ممکن است، گارد فرد را باز کند، و این درست زمانی است که بهتر میتوان مصاحبه را پیش برد.
به طور مثال اگر مصاحبه شونده کتابی نوشته است، در صورتی که وقت دارید کتاب را مطالعه کنید و در غیر این صورت، کتاب را مروری کنید و اطلاعاتی جانبی در رابطه با آن بیابید. بنابراین در طول مصاحبه می توانید گذری به کتاب او بزنید:
�من واقعا کتاب شما را دوست دارم، خصوصا آن بخشی که در مورد....�
�بعضی از جمله های شما در این کتاب واقعا انسان را تحت تاثیر قرار میدهد...�
جملههایی از این قبیل را امتحان کنید، حتی اگر واقعا کتاب شما را تحت تاثیر قرار نداده باشد! البته به طور کلی تعریف واقع بینانه بهترین حالت تعریف است. علاوه بر این، اظهار نظر محبت آمیز به طور حتم بهتر از عدم اظهار نظر است. بالاخره در مورد مصاحبه شونده، میتوان نکتهای را یافت که در مورد آن به تعریف از او پرداخت.
تمام افرادی که در بین عموم دارای جایگاهی هستند، به نوعی به تعریف و تمجید هم نیاز دارند، چرا که معروف بودن برای این افراد مهم است. بنابراین در مورد این افراد، اگر فکر می کنید می توانید جمله ای به عنوان تعریف و تمجید به کار ببرید، حتما این کار را بکنید.
موضوعات مرتبط: نکاتی در خصوص مصاحبه ، گزارش رادیویی
ترجمه فصل «تکنیکهای مصاحبه» از کتاب «مصاحبه برای روزنامهنگاران» نوشته سالی آدامز و وینفورد هیکس
سؤال سخت را چگونه مطرح کنیم؟
خبرنگاران حرفهای این توانایی را دارند که تقریبا از هر کسی هر سؤالی که میخواهند را بپرسند و جواب قانع کننده خود را هم بگیرند. در اینجا مهم رویکردی است که خبرنگار برای پرسیدن سؤال خود اتخاذ میکند. حتی می توان سؤالهای تند و تیز و ناراحت کننده را با اتخاذ رویکرد درست، پرسید. برخی سؤالها برای مصاحبه شونده آزاردهنده هستند، اما حتی اینگونه سؤال ها را هم می توان در جریان مصاحبه پرسید.
فرد مصاحبه شونده باید به نوعی به شما احساس نزدیکی پیدا کند و این تنها به رویکردی که شما در مصاحبه در پیش می گیرید، بستگی دارد. فرد مقابل باید به این احساس دست پیدا کند که می تواند به شما اعتماد کند.
شروع خوب
اگر قصد دارید سؤالی بپرسید که فکر میکنید مصاحبه شونده تمایلی به پاسخ دادن به آن ندارد، با ملایمت سؤال خود را مطرح کنید و در صورتی که احساس کردید باعث عصبانیت فرد مقابل شدهاید، فورا عقب نشینی کنید - حتی اگر لازم می بینید، معذرت خواهی کنید - و بعدا بار دیگر به سراغ این موضوع بروید.
اگر قصد دارید سؤالی را بپرسید که واقعا حدس میزنید دردسر ساز شود، آن را تا انتهای مصاحبه نگه دارید، یعنی زمانی که تقریبا تمام سؤالهای خود را پرسیدهاید و تقریبا مصاحبه تمام شده است؛ حال اگر اتفاقی هم بیافتد زیاد اهمیت ندارد، چرا که شما مصاحبهتان را انجام داده اید.
البته برخی از روزنامه نگاران با تجربه نظر دیگری دارند. آنها می گویند بهتر است سؤال سخت و چالشی را همان ابتدای مصاحبه پرسید. صرف نظر از اینکه، این سؤال پاسخی به دنبال خواهد داشت یا نه، این کار باعث می شود مصاحبه شونده بعد از آن، احساس راحتی بیشتری کند و به صحبت های خود ادامه دهد.
در رابطه با این دو مورد، نکته این است که آیا مصاحبه شونده از قصد شما برای پرسیدن سؤال یا سؤال های سخت و چالشی آگاه است یا خیر. اگر از قصد شما خبر دارد و هر لحظه منتظر این است که سؤال خاصی پرسیده شود، بهتر است روش دوم اتخاذ شود، تا تمام مصاحبه فدای یک سؤال نشود، اما اگر اینگونه نیست، همان روش اول بهتر جواب میدهد.
اشاره قبل از پرسش
در این زمینه به گونه ای دیگر نیز می توان عمل کرد. در بیشتر موارد بهترین راه برای پرسیدن یک سؤال تند و یا حتی ناراحت کننده این است که پیش از پرسیدن سؤال، به مصاحبه شونده بگویید که قصد دارید سؤالی بپرسید که ممکن است قدری سخت/ناراحت کننده/تند/گستاخانه باشد. این جا است که مصاحبه شونده تا حدی مجبور می شود به سؤال شما پاسخ دهد.
رویکردهای دیگر
اول: سؤال را به ساده ترین شکل ممکن مطرح کنید.
این نکته در مورد مصاحبه شوندههای محتاط و خبره از اهمیت بیشتری برخوردار است.
«امکان دارد توضیح دهید که چرا برنامه گسترش کارخانه را اجرایی نکردید؟»
در این سؤال هیچ کلمه یا عبارتی مبنی بر انتقاد از مصاحبه شونده استفاده نشده است. بدون کلمات اضافی، بدون جزئیات زائد، بدون اشاره به هیچ منبع بیرونی، بدون موضع گیری و به ساده ترین شکل ممکن سؤال مطرح شده است. این رویکرد، مصاحبه شونده را در شرایطی قرار می دهد که نمی تواند از زیر پاسخ به سؤال شما شانه خالی کند.
دوم: سؤال را غیر مستقیم و از زبان دیگران بپرسید.
«منتقدین میگویند، شرکت شما همیشه به دنبال راههایی است که بتواند از پرداخت مالیات فرار کند - پاسخ شما در مورد اینگونه صحبتها چسیت؟»
این رویکرد به شما این امکان را می دهد که سؤالتان را - اگرچه ناراحت کننده باشد - بپرسید. از سوی دیگر، مصاحبه شونده هم پاسخ به این پرسش را فرصتی برای جواب دادن به انتقادهای موجود علیه خود میبیند.
سوم: لحن خود را تلطیف کنید. حمله خود را با تعریف و تمجید شروع کنید.
«فیلم شما در جشنواره امسال نامزد دریافت 5 جایزه بود و تا کنون در گیشه هم بسیار موفق عمل کرده است، اما در مورد سرقت ادبی که در رابطه با فیلمنامه شما مطرح شده است، چه توضیحی دارید؟»
چهارم: سؤال را طوری مطرح کنید، مثل اینکه موضوع زیاد مهم و ناراحت کننده ای نیست.
«من می خواهم کمی شیطنت به خرج بدهم و از دریچهای دیگر به اوضاع نگاه کنم. این سؤال همیشه برای من وجود داشته که با توجه به عملکردی که پیش از این داشته اید، چطور باز هم نامزد ریاست شدید؟»
پنجم: از سؤال های جدا و تقریبا نامربوط در کنار هم استفاده کنید.
«شما معمولا مدیر منضبطی هستید و در وزارتخانه اجازه نمی دهید کسی از اموال دولتی استفاده شخصی کند. درست می گویم؟»
خبرنگار پاسخ این سؤال را قبل از پرسیدن آن میداند، اما بعد از این سؤال است که سؤال اصلی را مطرح میکند:
«پس چرا فرزندانتان را با استفاده از امکانات دولتی به سفر خارجی فرستاده اید؟»
اتخاذ رویکرد در مصاحبه از اهمیت بالایی برخوردار است و مهم این است که خبرنگار بتواند سؤالهای خود را، حتی سختترین و تندترین آنها را، به نحوی مطرح کند که پاسخ آن را نیز دریافت کند.
موضوعات مرتبط: نکاتی در خصوص مصاحبه ، گزارش رادیویی

ترجمه فصل «تکنیکهای مصاحبه» از کتاب «مصاحبه برای روزنامهنگاران» نوشته سالی آدامز و وینفورد هیکس
کوتاه، ساده، واضح
اولین نکته در انجام مصاحبه توانایی برقراری ارتباط است، از این رو سؤال کوتاه بهتر از سؤال بلند، سؤال ساده بهتر از سؤال پیچیده و سؤال واضح بهتر از سؤال مبهم است. اگر بعد از انجام مصاحبه بار دیگر باز گردید و سؤالهایی که پرسیدهاید را مرور کنید، به ایرادهای سؤالها پی خواهید برد. این کار کمک خواهد کرد که بار دیگر سؤالها را متناسب با مقتضیات مصاحبه و مصاحبه شونده تنظیم کنید.
اگر در مصاحبه به دنبال جزئیات زیاد هستید، با دقت از سؤالهای کلی شروع کنید و بعد به سراغ سؤالهای جزئیتر بروید. این نکته زمانی اهمیت پیدا میکند که سوژه حساسیت خاصی دارد و مصاحبه شونده احتیاط بیشتری در پاسخ دادن به سؤال ها به خرج میدهد. سؤالهای بلند و پیچیده در صورتی که بلافاصله بعد از یک سؤال کلی پرسیده شوند، فورا برای مصاحبه شوندهای که زیاد تمایل به مصاحبه ندارد، یا وقت برایش تنگ است، مشخص می شود که سؤال های جزئی بیشتری در ادامه خواهد آمد! بنابراین کم کم باید به سراغ سؤالهای جزئیتر رفت. به این سؤال کلی دقت کنید:
«آیا تا به حال کامبوج بوده اید؟»
«بله، نزدیک به شش ماه... و من واقعا آنجا را دوست داشتم...»
خوب، اکنون میتوان به سراغ سؤال های جزئی رفت؛ در مورد وضعیت حمل و نقل، بهداشت، غذا و چیزهای دیگر در این کشور. بنابراین همیشه سعی کنید سؤال های کلی را ابتدا بپرسید، سپس به سراغ سؤال های جزئی بروید.
مرز مصاحبه و بازجویی
رویکردی در مصاحبه وجود دارد که به مصاحبه کننده توصیه میکند در طول مصاحبه مواضع مختلفی بگیرد، از نقش مامور تحقیق گرفته تا یک بازجو، و حتی یک قاضی. اما فراموش نکنید که مامور تحقیق معمولا پنهانی کار میکند، بازجو ممکن است دست به شکنجه بزند و قاضی هم از افراد بخواهد برای صحت ادعای خود قسم یاد کنند. بنابراین بهتر است به هیچ وجه به سمت چنین رویکردهایی متمایل نشوید. همیشه سعی کنید رو در رو، چشم در چشم و کاملا بیریا مصاحبه را انجام دهید. نه خود را ببازید، نه خود را بیش از حد بزرگ نشان دهید.
آنتونی هوواردز از روزنامه نگاران معروف روزنامه تایمز میگوید: «روزنامه نگارانی که خود را در قامت وکیل مدافع مردم میبینند و در این راه دست به ارعاب و تهدید مصاحبه شونده میزنند، برای روزنامه نگاری هیچ قدم مثبتی بر نمیدارند.» انتقال آرامش به مصاحبه شونده، بسیار مفیدتر خواهد بود. این بهترین راه برای به اصطلاح حرف کشیدن از مصاحبه شونده است.
زیرکی به خرج دهید
کلایو جیمز معتقد است، حالت تخاصم به خود گرفتن، «کاملا بیفایده است، حتی زمانی که با دشمن واقعی خود مصاحبه میکنید. اگر من از رونالد ریگان پرسیده بودم: آیا شما در هالیوود برای اف بی آی جاسوسی میکردید؟ او هیچ جوابی به من نمیداد. اما من سؤالم را اینگونه مطرح کردم: تهدید کمونیستها در هالیوود تا چه حد جدی بود؟ و او همه چیز را برای من تعریف کرد!» بنابراین با توجه به حساسیت موضوع و شخصیت مصاحبه شونده باید سؤال را انتخاب کرد.
اگر در حال مصاحبه در مورد موضوعی حساس هستید - مثل پول، روابط جنسی، روابط انسانی، تحصیلات - دستپاچه نشوید و سعی کنید پیش داوری را کنار بگذارید. این عکس العمل پیامهای منفی به مصاحبه شونده القا میکند و او نیز دستپاچه و عصبی میشود. رک باشید اما از کلمات کنایه آمیز استفاده نکنید.
آنچه بارها شاهد آن بودهایم این است که، روزنامه نگارانی که قصد داشتهاند راجع به موضوعات حساسی مانند مواردی که اشاره شد مصاحبه کنند، و در عین حال فکر میکردهاند مصاحبه سختی در پیش خواهند داشت، در انجام مصاحبه موفق عمل نکردهاند. بنابراین، حتی در مصاحبه با افراد شاخص و در مورد موضوعات مهم، اعتماد به نفس داشته باشید.
سؤال های مفید
بعضی سؤالهای معمولی در مواردی بسیار مفید واقع میشوند و استفاده از آن ها معمولا جواب میدهد؛ حتی میتوان آنها را به عنوان سؤالهای آغازین استفاده کرد. به این سؤالها دقت کنید:
«بهترین/بدترین .... برای شما چیست؟»
«اگر دو دقیقه زمان برای صحبت در تلویزیون در اختیار شما قرار میگرفت، ...»
«چه کسی بیش از دیگران شما را تحت تاثیر قرار داده است؟»
همیشه دقت داشته باشید که این سؤال ها را به زبان خود و آنگونه که مناسب شرایط است، بپرسید.
اگر مصاحبه شوندهای، از کلمههای نامفهوم استفاده میکند و شما نیاز به ساده شدن جملههای او دارید، این سؤال مناسب است:
«خوب، اگر بخواهید این موضوع را برای یک فرد عادی توصیح دهید، چه می گویید؟»
یا برای مصاحبه با یک فرد موفق:
«برای افرادی که ابتدای راه هستند، چه توصیهای دارید؟»
در مصاحبهای سیاسی، ممکن است فرد ادعایی جنجالی مطرح کند:
«مدرکی هم برای این گفته خود دارید؟»
یا مصاحبه با یک مدیر موفق:
«چطور توانستید شرکتی به این بزرگی را به اینجا برسانید؟»
اگر مصاحبه شونده به نحوی برخورد میکند که نشان دهد وقت تنگ است و قصد رفتن دارد:
«آیا سؤالهای من شما را خیلی کسل کرده است؟»
این سؤال گاهی باعث میشود موفق شوید از مصاحبه شونده چند دقیقه بیشتر وقت بگیرید.
اگر مصاحبه شونده از جواب دادن به سؤال شما طفره میرود:
«خوب، پس به این ترتیب، من این جواب شما را به معنی "بله" در نظر میگیرم.»
اما برخی مجلات هم معمولا یک سری سؤال های عمومی را در مصاحبه های خود با افراد مختلف مطرح میکنند:
«معمولا چه کتابهایی را در قفسه کنار تخت خود نگه میدارید؟»
«چه چیزی باعث میشود، شما واقعا عصبانی شوید؟»
«اگر به اندازه کافی پول در اختیار شما قرار میگرفت، برای مردم جهان / شرکت خود / شهر خود / روستای خود چه کاری انجام می دادید؟»
«شعار شما در انجام کارها چیست؟»
«فکر می کنید تا 5 سال آینده چه اتفاقی برای شما بیفتد؟»
«شما چطور از دام ناامیدی فرار میکنید؟»
«چه چیزی باعث می شود احساس کنید آدم مهمی هستید؟»
«مهم ترین درسی که در زندگی گرفتهاید، چیست؟»
«قهرمان زندگی شما کیست؟»
«اگر بخواهید در سه کلمه خود را توصیف کنید، چه میگوید؟»
«اگر میدانستید فردا قرار است بمیرید، امروز چه میکردید؟»
موضوعات مرتبط: نکاتی در خصوص مصاحبه ، گزارش رادیویی
سالی آدامز - وینفورد هیکس
اشاره: پیش از این با دو نوع سؤال باز و بسته آشنا شدید. در این مطلب با سؤال های هدایت کننده و حدسی و نحوه استفاده از آن ها آشنا خواهید شد.
***
سؤالهای هدایت کننده و حدسی
از آنجایی که سؤاا های هدایت کننده پاسخ های کوتاه دارند میتوان آن ها را زیر مجموعه سؤال های بسته دانست.
«شما چطور عکس العمل نشان دادید؟ خشمگین شدید؟»
«چقدر پول دزدیده شده است؟ 250 میلیون؟»
«آیا تصادف زمانی اتفاق افتاد که آن ها از رستوران خارج میشدند؟»
نگاهها نسبت به سؤالهای هدایت کننده کمی منفی است، اما این نوع سؤالها در صحبتهای روزمره همیشه استفاده میشوند و اگر مصاحبه کننده بتواند ارتباط خوبی با مصاحبه شونده برقرار کند، این سؤال ها هم میتواند پاسخ خوبی به دنبال داشته باشد.
از این منفیتر، میتواند سؤال حدسی باشد، که زیرمجموعه سؤال های بسته قرار می گیرد. مثل این سؤالها:
«چه اتفاقی افتاد که بالاخره از کتک زدن همسرتان دست برداشتید؟»
«با اتوبوس رفتید یا مترو؟»
در این مورد اگر فرض و حدس شما درست باشد، این نوع سؤال هم به خوبی جواب میگیرد. گاهی اوقات باید مصاحبه را با مهارت خاصی پیش برد و این نوع سؤال برای این منظور کمک میکند. بهترین حالت این است که حدس شما درست از آب در آید، که البته باید با توجه به اطلاعات قبلی و صحبتهای پیشین فرد باشد. در بدترین حالت ممکن است حدس شما اشتباه باشد که با تصحیح ساده سؤال، مسئله حل میشود.
همچنین سؤال حدسی را می توان به صورت غیرمستقیم پرسید:
«شما چند بلیط نیاز دارید؟»
به جای:
«شما بلیط نیاز دارید؟»
«چند شکایت علیه این شرکت انجام شده است؟»
به جای:
«آیا شکایتی علیه این شرکت انجام شده است؟»
اما فراموش نکنید که در هر صورت، از این نوع سؤال ها نباید زیاد استفاده شود تا روند مصاحبه دچار اختلال و بیاعتمادی نشود.
موضوعات مرتبط: گزارش رادیویی
سالی آدامز - وینفورد هیکس
انواع سوال
می توان سؤال ها را بر اساس هدف، محتوی و نحوه مطرح کردن طبقه بندی کرد - اما ابتدا سه نوع طبقه بندی اصلی را با هم مرور کنیم: بسته، باز و هدایت کننده. هر کدام از این نوع سؤال ها را باید در جای خود استفاده کرد.
بسته
سؤال های بسته را معمولا سؤال هایی می دانند که با �بله� و �خیر� پاسخ داده می شوند، اما در واقع هر سؤالی که پاسخ آن کوتاه باشد را می توان سؤال بسته دانست. سؤال های بسته را در طول مصاحبه و برای چک کردن آمار، اسامی، عناوین شغلی و نام مکان ها می توان به کار برد.
�- آیا شما صحنه تصادف را دیدید؟� �- خیر.�
�- نام کامل گروه چیست؟� �- انجمن دوستداران طبیعت�
�- لنگرگاه گنجایش چند قایق را دارد؟� �- 120�
�نام ایشان چیست؟� �- جانسون�
اما نباید فراموش کرد که مصاحبه ای که سؤالات بسته زیاد و در نتیجه پاسخ های کوتاه زیادی داشته باشد، مصاحبه خوبی از آب در نمی آید.
باز
پاسخ مطلوب در سؤال های باز باید طولانی تر باشد.
�چه چیزی باعث شد شما به فکر ساخت این دستگاه بیفتید؟�
�دقیقا تفاوت این دو زبان در چیست؟�
یکی از انواع سوال های باز، تکرار است. این نوع سؤال زمانی به کار می آید که به نظر می رسد مصاحبه شونده هنوز حرف های بیشتری برای گفتن دارد. در اینجا به طور غیر مستقیم، به دنبال دریافت اطلاعات هستیم.
�- قبل از ترک زمین من او را دیده بودم.�
... سکوت ...
�- قبل از ترک زمین، او را دیده بودید؟�
�- من تنها فردی بودم که در آن سانحه زنده ماند.�
... سکوت ...
�- شما تنها فردی بودید که زنده ماند؟�
سؤالات بسطی زیر مجموعه سؤالات باز هستند و برای دریافت اطلاعات بیشتر و جزئی تر استفاده می شوند. زمانی که می خواهیم مصاحبه شونده مثال های بیشتری برای گفته های خود بیاورد، از این سؤال ها کمک می گیریم. در اینجا اصطلاح �به طور مثال�، ارزش خود را به خوبی نشان می دهد.
�ممکن است کمی بیشتر توضیح دهید؛ به طور مثال، این کارخانه چند کارگر دارد و تولیدات جانبی آن چیست؟�
�- شرکت ما برای پیشبرد این برنامه ایده های جدیدی ارائه کرده است.� �- ممکن است در مورد مهمترین آن ها کمی بیشتر توضیح دهید؟�
علاوه بر سؤالات بسطی، سؤالات توضیحی نیز زیرمجموعه سؤالات باز هستند. هرچه بیشتر در عرصه مصاحبه تجربه کسب کنید، به وضوح خواهید دید توضیح بیشتر خواستن در مورد آنچه مصاحبه شونده گفته است، از اهمیت بالایی برخوردار است.
�- نتیجه این شد که من از همکاری با آن ها منصرف شدم.� �- آیا این اتفاق زمانی افتاد که در حال کار روی فیلمنامه خودتان بودید؟�
�- بعد از این، نیروهای روسی وارد منطقه شدند و آنجا را اشغال کردند.� �- درست متوجه شدم.. نیروهای روسی بعد از نیروهای گرجی وارد منطقه شدند؟�
در بسیاری از اوقات ممکن است تنها به خاطر بد شنیدن کلمات مصاحبه شونده، بد ادا کردن کلمات و استفاده از کلماتی که ممکن است باعث سوء تفاهم شوند، نیاز به توضیح بیشتر باشد. مصاحبه کننده همیشه باید به پرسیدن سؤالات توضیحی عادت داشته باشد. معمولا سؤالات توضیحی را اینگونه باید شروع کرد:
�من درست متوجه شدم، شما معتقدید که ...�
�آنچه شما می گوید بدین معنا است که...�
سؤالات باز اگر به خوبی انتخاب شوند، باعث می شوند توجه مصاحبه شونده جلب و برای ادامه دادن صحبت هایش ترغیب شود، چرا که با این کار مصاحبه شونده نشان می دهد که به شنیدن حرف های او علاقه مند است. تنها نکته منفی در این مورد ممکن است زیاد صحبت کردن مصاحبه شونده باشد که در این مورد نیز در صورتی که از ابتدا به او بفهمانیم که دقیقا به دنبال چه چیزی هستیم، مشکل قابل حل است.
- در مطلب بعد، به نوع سوم پرداخته می شود.
موضوعات مرتبط: نکاتی در خصوص مصاحبه ، گزارش رادیویی
| ||
به طور کلی گزارش رادیویی، گزارشی ضبط شده است که از عناصر مختلفی تشکیل شده که می تواند موارد زیر را شامل شود:
لینک ها (متنی است که شما می خوانید)-
کلیپ ها (صدای کسانی که برای گزارش با آنها مصاحبه کرده اید)
صدای پس زمینه- جلوه های صوتی- موسیقی
شما گزارش خود را با چیدن لینک ها، کلیپ ها و صداها می سازید. بعد می توانید صداهای پس زمینه را که از محل گزارش ضبط کرده اید به آن اضافه کنید. این صداها گزارش شما را طبیعی تر می کند.
اینها بخش هایی هستند که هر گزارش رادیویی باید داشته باشد.
مقدمه: بخشی که مجری آن را قبل از پخش گزارش شما می خواند و گزارش را معرفی می کند.
لینک: بخشی از نوشته شما که بین دو کلیپ صدا گذاشته می شود و آنها را به هم وصل می کند. معمولاً لینک ها را در استودیو یا جایی ساکت ضبط کنید.
لینک در محل: لینکی که بجای استودیو، در همان محلی که از آنجا گزارش می دهید ضبط شده باشد. این نوع لینک برای تعریف فضای گزارش و انتقال حس و حال محل خوب است.
کلیپ: قعطه ای کوتاه شده از یک مصاحبه است که بهتر است بین بیست تا چهل ثانیه باشد.
کلیپ آرشیوی: کلیپی که از مصاحبه ای که قبلاً انجام شده و در آرشیو نگهداری می شود انتخاب شده است.
واکس پاپ: مخفف اصطلاح لاتین vox populi که به معنای "صدای مردم" است. واکس پاپ ها نظرات گرفته شده از مردم عادی کوچه و بازار است.
اکچوالیتی Actuality : صداهای مهمی که در محل ضبط شده است و به روایت داستان کمک می کند. صدای یک انفجار و یا یک سخنرانی پر حرارت نمونه هایی از آن هستند.
صدای محیط (اصطلاح مخفف رایج آن "FX" است): صداهایی از محل تهیه گزارش که به شنونده احساس "حاضر بودن در محل" را می دهد. حرف هایی به زبان محلی و یا شعارهای تماشاچیان یک مسابقه فوتبال از جمله صداهای محیطی هستند.
صدای پس زمینه: که به آن ATMOS می گویند. ATMOS مخفف "اتمسفر" یا فضاست. در واقع اصواتی است که به شنونده کمک می کند تا درک بهتری از محل گزارش داشته باشدحضور در محل را تقویت می کند. مثل همهمه ترافیک یا صدای دریا. با استفاده از این صدا شنونده را با خود به محل گزارش می برید.
موسیقی: اگر وسوسه شده اید که از موسیقی استفاده کنید، کمی صبر کنید و ببینید آیا به داستانتان ربطی دارد یا نه؟ تنها در صورتی آن را در گزارش بگنجانید که جواب این سوال مثبت باشد. موسیقی می تواند گزارش شما را بهتر کند ولی در عین حال می تواند آن را خراب هم بکند.
ادامه دارد....
موضوعات مرتبط: گزارش رادیویی
* چه چیزی باید در مقدمه گفته شود؟مقدمه گزارش شما را به شنونده معرفی می کند. مقدمه را شما می نویسید و مجری قبل از پخش گزارش آن را می خواند. وقتی گزارش روی سایت گذاشته می شود، متن مقدمه هم همراه آن در صفحه قرار می گیرد. پس مراقب باشید که مقدمه شما غلط دستوری و املایی نداشته باشد.
مقدمه معمولا به سوالات زیر جواب می دهد:
گزارش درباره چیست؟- چرا گزارش مهم است؟ - گزارش را چه کسی تهیه کرده است؟ اینجا باید اسم شما آورده شود.
مقدمه را قبل از ساخت گزارش بنویسید. در این صورت وقت ساختن گزارش تمرکزتان بهتر خواهد بود.
کیفیت مهم است: هر چه کیفیت ضبط بهتر باشد، شنیدن گزارش راحتتر است. بهترین کلیپها از مصاحبههای رو در رو به دست میآید و در میان آنها بهترینشان کلیپهایی هستند که در استودیو ضبط شده باشد.گاهی ناچارید کلیپهای خود را با مصاحبه تلفنی تهیه کنید. سعی کنید از کلیپهای با کیفیت پایین استفاده نکنید چون فهم آن برای شنونده مشکل است.همچنین کلیپهای بی سر و ته و طولانی را در گزارش خود قرار ندهید. کلیپهای مختصر و مفید را انتخاب کنید که تاثیرگذار باشد.عادت کنید تا وقتی برای ساختن گزارشی می روید زیاد صدای محیط ضبط کنید.سعی کنید با استفاده از این صداها تصویری از محل گزارش بدهید. مثلاً یک بازار، یک ایستگاه قطار و یا یک سالن تئاتر را میتوانید با صداهایی که از این محلها ضبط کردهاید به تصویر بکشید. این صداها شنوندگان شما را جلب میکند. آنها را با این کار جذب کنید و توجهشان را به گزارش خود معطوف کنید.احتمالا بیشتر چیزهایی که ضبط میکنید استفاده نخواهید کرد ولی بیشتر ضبط کردن بهتر از کم ضبط کردن است.شما به چند دلیل گزارش میسازید:
•یک موضوع پیچیده را تشریح می کنید.
•توضیح میدهید یا تفسیر و تحلیل میکنید.
•با استفاده از صدای محیط شنونده را به محل گزارش میبرید.
•با استفاده از صدا گزارش خود را مصور میکنید.
•یک موضوع واحد را از زوایای مختلف نگاه میکنید و برنامه را با گزارش متنوع میکنید.
ادامه دارد....
موضوعات مرتبط: گزارش رادیویی
گزارشگري ورزشي ، حرفه اي تخصصي ست كه با توجه به مخاطبان فراوان ورزش حساسيت بالايي دارد . گزارشگر بايد شناختي کافی از هر رويداد ورزشي داشته باشد و مهارت خود را به حدي بالا ببرد كه كاستي هاي فني (پشت صحنه و تدارکات ) به چشم مخاطب نيايد .با توجه به گستردگي عرصه ورزش هر گزارشگر علاوه بر مهارت هاي كلي گزارشگري بايد اطلاعات جامعي از آن رشته در پس زمینه ذهن خود داشته باشد تا در جاي مناسب از آن استفاده كند .
اطلاعاتي چون تاريخچه رشته ورزشي ، قهرمانان آن رشته ، ركورد داران ، بيوگرافي رقيبان و ... كه شنيدنش تنها يك بار در طول گزارش براي مخاطب جالب و حائز اهميت است و تكرار آن نشان دهنده حواس پرتي يا محدوديت اطلاعات گزارشگر مي باشد .
گزارشگران را مي توان به دو دسته گزارشگران استوديويي و در صحنه تقسيم كرد .
در استوديو همه امكانات براي گزارشگر مهيا شده و كار ها زير نظر اتاق فرمان مي باشد و کار گزارشگر بسیار ساده تر است .
اما گزارشگراني كه در صحنه هستند و به طور مستقيم از محل ، گزارش را تهیه و ارسال مي كنند از امكانات فني كمتري برخوردارند و زمان هم برايشان به تندي مي گذرد .
مسئوليت هاي گزارشگران در صحنه بيشتر است . او بايد به اتفاقاتي كه در محيط پيرامون مي افتد اشراف كامل داشته باشد و سعي كند مهم ترين آن را براي مخاطب بيان كند . وقت و زمان را مديريت كند تا بعد از برقاري ارتباط ماهواره اي سريع و شمرده اطلاعات را به مخاطبان برساند .
گزارشگران بايد از دامنه لغات گسترده اي استفاده كنند . به كار بردن كلماتي كه به گوش مخاطب آشنا نيست جالب نبوده و افعال و كلمات باید متناسب با عمل انجام شده بيان شود و از تكرار برخي كلمات كه تكه كلامشان شده بپرهیزند .
گزارشگر ورزشي بايد آنچه را كه مي بيند بيان كند و از اميد كاذب و تحليل هايي كه منجر به اميد و توقع زیاد در بیننده مي شود دوری کند .
گزارش مسابقه را جذاب و گيرا اجرا كند و با كارشناس يا پيشكسوت ورزشي هماهنگ باشد. در صورت لزوم نظر او را در مورد صحنه جويا شود اما اين گفتگو مثل زمزمه نباشد .
د رگزارش مسابقات ملي كه پيروزي براي كشورمان اهميت زيادي دارد سوال هايي را از پيش آماده كند تا در صورت شكست خيلي راحت بتواند آن را تغيير دهد . (گزارشگر اعزامي به مسابقات آسيايي پس از كسب مدال طلاي وزنه برداري در اولين سوال از قهرمان ملي و جهان مي پرسد : خودتان را معرفي كنيد ؟! )
همچنين قبل ازشروع مصاحبه بايد هماهنگي هايي را با مصاحبه شوندگان انجام داد .( جواب هاي كوتاه بدهيد و ... )
در مورد نشستن و نگاه به دوربين و مصاحبه كننده قبلا هماهنگ شود ( مصاحبه زنده ازگوانگجو كه با تيم ملي وشو انجام شد .مربي تيم از ابتدا به دوربيني خاموش در گوشه اي دیگرخيره شده بود و حتي به مصاحبه كننده و دوربين روشن نگاه نميكرد . )
پس گزارشگر ورزشي ابتدا سابقه رشته و ورزشكارانش رشته تخصصی خود را به محفوظاتش مي افزايد سپس آن چه را مي بيند با كلامي شيوا و كلماتي ساده و گيرا به مخاطب مي رساند . آخر هم در صورت لزوم موقعيت جدول واطلاعاتي در مورد بازي هاي بعد و در صورت نياز مصاحبه اي منسجم با ورزشكاران و عوامل درگير ماجرا انجام میدهد .
موضوعات مرتبط: گزارش رادیویی
، در این مطلب توجه شما را به دنباله آن مبحث و بررسی مسائل فرهنگی و محتوایی گزارشگری جلب می کنیم.
• بازیگران کمدی : موفقیت گزارشگران شوخ، حاضرجواب و عیبجو در بعضی شبکه های ورزشی، موجب تقلید حساب نشده، ضعیف و نادرست گزارشگران دیگر شد. عده ای تقصیر اصلی را متوجه گروه اول میدانند اما باید توجه کرد که مشکل در اجرای نادرست این تقلید است.
گروه دوم (مقلدها) اول به بذله گویی و بعد به گزارشگری اهمیت میدهند که درواقع اشتباه مهم آنها به شمار میرود. بسیاری از گزارشگران موفق و متفاوت، افرادی با طبع نگارش قوی و هوش فراوان هستند و شوخ طبعی آنها در واقع زیرمجموعه ای از تواناییهای آنها است، درحالی که گروه ظاهرا بانمک دوم، فاقد ظرافت، وقت شناسی، خلاقیت و شخصیت هستند.
گزارشگران باید بیشتر بر روی قابلیتهای خبرنگاری و نگارش خود کار کنند زیرا بر خلاف آنچه تصور میکنند، تکه ها و کنایات آنها به زودی کهنه خواهد شد.
• گفتگوهای قلدرمنشانه : ورزش یکی از آخرین عرصه های اجتماع است که تصورات منسوخ درباره مردانگی، فرمانبرداری زنان و تمایل به داشتن صفات حیوانی در آن مورد تشویق قرار میگیرد. یک لحظه به گزارشاتی که درآن به جای گفتگو از بازی در جریان، جملاتی کلیشه ای در وصف خشونت، بی رحمی، زورمندی و "له کردن" تیم یا فرد مقابل ردو بدل میشوند فکر کنید.
استانداردهای خشن بودن و قلدر بودن در میان ورزشکاران (به خصوص در بازیهایی چون راگبی و بیس بال) چنان بالا رفته است که رانی لوت Ronnie Lott، بازیکن راگبی ترجیح داد به جای انتظار بر روی نیمکت و ترمیم انگشت آسیب دیده اش، انگشت مضروبش را قطع کنند تا به بازی برسد.
جالب اینجا است که در بازیهای زنان نیز استفاده از زبان قلدر منشانه باب شده است زیرا هنوز زبان مناسبی برای گزارش این بازیها پیدا نشده است. البته بسیاری از ورزشکاران زن، خودشان هم تمایل دارند با صفاتی مردانه توصیف شوند که شاید دلیل آن رشد در جامعه ای باشد که رقیب ورزشی از کودکی، برادر، همبازیهای پسر و در نهایت هم مردان ورزشکار بوده اند.
موارد مذکور تنها اندکی از مشکلاتی است که در حین گزارش ورزشی رخ میدهد. در ضمن معمولا افراد مسئول، بیشترین انرژی خود را صرف یافتن مشکلات در رسانه های خبری میکنند زیرا به عقیده آنها رسانه های خبری کار مهمتری انجام میدهد، هرچند که برقراری ارتباط در زمینه یک اتفاق یا شخصیت تاثیر گذار در جامعه، کار کوچکی نیست و یک گزارشگر خوب کسی است که بداند بار فرهنگی بزرگی بر دوش دارد و باید آنرا به خوبی به منزل برساند.
گزارش ورزشی چه باید باشد
خبرنگاری پرمعنای ورزشی باید شامل حساسیت و آگاهی نسبت به موضوعات زیر باشد :
• هنر روایت گری : گزارشگری در نهایت درباره حکایت کردن یک داستان است. تلویزیون یک رسانه تمام و کمال قصه گویی است که ورزش تعدادی از نمایشی ترین، پر تعلیق ترین، پر کشش ترین و جالبترین داستانهای ممکن را برای این رسانه به وجود می آورد. آن گروه گزارشگران بذله گو باید به یاد داشته باشند که برای روایت داستان در آنجا نشسته اند و شیوه بیان آنها میتواند شکل دهنده فرهنگ باشد.
• دروازه بانی برای فرهنگ : از آنجایی که فرهنگ مجموعه ای از مفاهیم مشترک است و ارتباطات، به اشتراک گذاشتن این مفاهیم محسوب میشوند، پس نسبت ارتباطات و فرهنگ، مانند نسبت هوا به تنفس است. گزارشگران بخشهای جدایی ناپذیر روان سازی فرهنگ هستند. اسطوره های اجتماعی (خوشبختی مالی، خودشکوفایی، ایده آلهای مردانه و مانند آنها) در خلال حکایت داستان جاری میشوند، اما عده بسیار کمی از گزارشگران از تاثیر بزرگ این مفاهیم بی خبرند.
• جامعه : تیمهای ورزشی حرفه ای یا آماتور، هردو نماینده یک اجتماع هستند- این اجتماع میتواند در یک مدرسه، مکان مذهبی یا یک شهر ایجاد شود. ماموریت اصلی تجهیز موارد افتخار آمیز این اجتماع و روبرو کردن اعضای آن با یکدیگر است. حتا ورزشکاران انفرادی هم حامل پرچم شهر، کشور یا نژاد خود هستند و سبب ایجاد غرور و همبستگی در جامعه خود هستند. درحالی که بیشتر باشگاههای ورزشی به دنبال "بازار" هستند، وظیفه گزارشگر، یافتن نکات اجتماعی برای گنجاندن در داستان خود است.
• تاریخ : وقایع ورزشی میتوانند در تاریخ شخصی ما بسیار مهم باشند. افراد میتوانند روزی را که مصادف با یک واقعه مهم ورزشی بوده همانقدر خوب و با جزئیات به یاد داشته باشند که یک روز مهم سیاسی را به یاد میسپارند. ورزش در قرن گذشته بخشی از تاریخ شده است و به نگارش تاریخ معاصر بسیار کمک کرده است.
• نژاد : ورزش اولین کاری است که افراد سیاه و سفید در شرایط برابر در کنار هم انجام داده و یا به تماشای آن نشسته اند. فلسفه ورزش هم، دور هم جمع کردن مردم است، حتا امروز که همچنان در بسیاری جوامع در میان نژاد سیاه و سفید مرزهایی وجود دارد، اما همه با شور و شمقی یکسان درباره مایکل جوردن Michael Jordan صحبت میکنند. فقیرترین افراد تا ثروتمندترین آنها در مواجهه با ورزش برابرند.
• جنسیت : نکته ای که باید درباره زنان ورزشکار به آن اشاره نمود، پذیرفته شدن زنان ورزشکار در جریان اصلی ورزش است. تعداد ورزشکاران زن و تماشاگران مسابقات زنان دوبرابر شده است، رشدی که در عرصه های دیگر اجتماع کمتر دیده میشود.
• همبستگی : اگر مناسبات انسانی در جهانی که به طور فزاینده ای صنعتی و مدرن شده است، روز به روز دورتر و کمتر انسانی میشود، ورزش یک خیز به عقب است. ورزش موجب میشود که ارزشهای زندگی مدرن در خدمت هم بستگی افراد قرار گیرند. در حقیقت ورزش تقریبا تنها بهانه ای است که میتواند بیش از 10.000 نفر را به دور هم جمع کند. ورزش مردم را به هم نزدیک میکند و در جوامعی که مردم آن روز به روز بیشتر منزوی میشوند، زمانی برای تجدید قوا و تحل بار زندگی ماشینی به دست میدهد.
نوشته کیت اولبرمن (Keith Olbermann)، گزارشگر ورزشی مشهور و محبوب شبکه های Fox و CNN و برنده جایزه بهترین گزارش ورزشی.
موضوعات مرتبط: گزارش رادیویی
درست است كه هميشه ميگوييم «آيتم گزارش» يعني جزئي از يك برنامه كامل راديويي اما واقعيت اين است كه گزارش، فقط يك آيتم بلكه يك برنامة مستقل است كه هم ميتواند كاملاً مستقل ساخته شود و هم ميتواند در دل برنامههاي راديويي ديگر قرار بگيرد! ممكن است حتي خود گزارشگران هم اين حرف را بپذيرند و شايد به همين دليل است كه گاهي در برخي از برنامهها، گزارش تبديل به يك بخش تكراري و اجباري مي شود كه فقط بيان كنندة سؤال و جوابهاي بديهي است كه هيچ توجهي را به خود جلب نميكند.
درست است كه هر برنامهاي، نوع گزارشي خاص خود را ميطلبد و هر گزارشگري ميكوشد مسير صحبت گزارش شونده را به سمت و سوي اهداف برنامه سوق دهد، اما اين را هم بايد در نظر داشته باشيم كه تحميل نظر و فكر به مصاحبه شنونده، نتيجة مثبتي به بار نمي آورد. زيرا در اين شرايط، مصاحبه شونده خود را مجبور مي بيند كه در چارچوب خواستة ما و هدف از پيش تعيين شده، عمل كند و سخن بگويد. به اين ترتيب هم او را دچار اضطراب ميكنيم و هم از لطف گزارش مي كاهيم.
گزارشگر حرفهاي، به گونهاي با مخاطب وارد بحث ميشود كه در عين آزاد گذاشتن گزارش شونده در ابراز عقايدش، او را با خود به سوي هدف برنامه و چارچوب آن، هدايت ميكند.
موضوعات مرتبط: گزارش رادیویی

