تهیه کننده نمایشهای رادیویی این وظایف را بر عهده دارد :
- ساخت تیتراژ نمایش
- کاربرد موسیقی(برای تعویض صحنه یا همراهی با صحنه)
- کاربرد افکت برای تجسم صحنه (مثل افکت مزرعه یا رودخانه)
- ادیت و اصلاح و کنترل نهایی نمایش .
اما کارگردان وظایف دیگری به شرح زیر دارد : - انتخاب بازیگران بر اساس نقش های نمایشی
- رهبری و هدایت و هماهنگ سازی نقش های نمایشی
- رهبری و هدایت و هماهنگ سازی بازیها
- ایجاد حجم و بعد در صحنه و تجسم دادن صحیح حرکات شخصیتها از طریق فاصله گرفتن با میکروفون و کیفیت صدا و بیان بازیگران .
- دادن ریتم و ضرباهنگ مناسب به متن و روند حوادث .
موضوعات مرتبط: نمايش رادیویی
افکتهای تجسم صحنه (نظیر صدای خیابان ، رعد و برق ، کارخانه ، صدای رود ، پرندگان ، همهمه بازار و نظایر اینها) برعهده تهیه کننده است که از طریق آرشیو تأمین می شود .
اما افکتهایی که مربوط به تجسم حرکات و اعمال بازیگران است و باید هماهنگ با آنها حرکات در لحظه اجرا شنیده شود باید در استودیو توسط افکتور (زیر نظر کارگردان ) تولید شود نظیر :
صدای باز و بسته شدن در اتاق / صدای قدم زدن شخصیت / صدای بشقاب چنگال حین غذا خوردن / صدای تحویل دسته کلید/ شلاق زدن/ بوسیدن و نظایر اینها .
موضوعات مرتبط: نمايش رادیویی ، صدابرداری ، افكت ساز
- «موضوع» داستان مرتبط با مسائل و نیازهای جامعه امروز و علایق مخاطبان تحت پوشش شد .
- «مضمون» و پیام داستان موثر و آموزنده باشد ، مخاطب را دچار انفعال و دلزدگی نکند به او درس بدهد.
- متن داستان برای عموم شنوندگان «روان و قابل فهم» باشد
- داستان برای شنوندگان آن «کشش و جذابیت» داشته باشد یعنی تحرک و جنبش کافی برای جذب مخاطب داشته باشد .
- طرح و نقشه حوادث داستان و روند ماجرا منطق قوی و موجه ای داشته باشد
- متن داستان فاقد بدآموزیهای اخلاقی و فرهنگی باشد .
- شخصیت های داستان برای مخاطب باور پذیر باشد مبالغه آمیز و غیر واقعی نباشد .
- داستان خیلی شلوغ و پر شخصیت نباشد که درک آن سخت شود .
- طرح داستان کلیشه و مستقل نباشد که مانند فیلمهای هندی شنونده پایان آن را تشخیص دهد .
- دیالوگ های آن متناسب با خصائص شخصیت ها باشد و کوتاه و نغز و دراماتیک نوشته شود .
- داستان و حوادث آن ویژگی کامل شنیداری داشته باشند (تماما از راه صدا قابل انتقال باشد)
موضوعات مرتبط: نمايش رادیویی
وقتی صدابردار از گوینده یا مجری در خواست می کند که چند جمله طولانی ادا کند تا فراز و فرود صدای او را بشنود و فیدر میکروفون را جایی در میانه حد بالا و پایین میزان کند به این عمل لول گیری می گویند . ضمنا مجریان با تجربه (بر خلاف تازه کارها ) پس از لول گیری سعی می کنند میزان ارتفاع صدای خود را میان دو حد مزبور ثابت نگه دارند
موضوعات مرتبط: صدابرداری ، گویندگی در رادیو
سه معیار کلی به شرح زیر :
- ارائه صدایی طبیعی و شفاف از منابع صوتی (اعم از عوامل ارتباط دهنده نظیر گوینده و کارشناس و مواد برنامه ای مثل موسیقی و گزارش)
مثلا آگر صدای گوینده به اصطلاح اوت باشد (مقابل محور میکروفون نباشد) یا منبع صدا خیلی به میکروفون نزدیک باشد (که مثلا گوینده «پ» بزند) کار صدابردار ایراد دارد همچنین اگر بواسطه فیلتر بی موردی صدای موسیقی زیاده زیر یا بم شود . - مناسب بودن سطح صداها (لول ها) در برنامه .
بدین معنا که موسیقی و کلام و سایر مواد برنامه ای با لول مناسب و بدون افت و خیز یا تضعیف و تشدید غیر منطقی پخش شود (بنابراین اگر شنونده ای هنگام پخش موسیقی از رادیو ولوم گیرنده خود را مدام کم و زیاد کند تا صدا گوش او را نیازارد کار صدابردار ایراد دارد ) - دقت و ظرافت و تمرکز در کار (خصوصا در میکروفون دهی و تعویض فیدرها)
از صدابردارانتظار می رود با در نظر گرفتن لحظه فرمان تهیه کننده و سرعت واکنش گوینده خط میکروفن را باز می کند . همچنین هنگام فید کردن قطعات موسیقی به اقتضائات جمله موسیقی و فراز و فرود آن توجه کافی داشته باشد و در کل فیدها و میکساژها را به شکل صحیح و هنرمندانه انجام دهد بطوریکه مثلا موسیقی در حالت فید ناگهان و سریع (به یکباره )محو نشود و در میکساژ موسیقی با کلام ، موسیقی در زمینه متن یا شعر بیش از ضرورت کار تضعیف نگردد . همچنین در اکو دادن به کلام اندازه لازم رعایت شود و اکو این قدر زیاد نباشد که برگشت صدا نامطلوب شود .
صدابردار بنا به ضرورت های حرفه خود باید با انواع موسیقی و کیفیت صدای آنها آشنا باشد .
موضوعات مرتبط: صدابرداری
- مشخص نبودن خط موضوعی و هدف برنامه (مشخص نباشد که برنامه ساز در پی چیست و چه می خواهد بگوید )
- کلی بودن موضوع برنامه (در چارچوب مشخص و معین قرار نگرفتن ایده کار ، گسترده و پر شاخ و برگ بودن موضوع و مقاصد برنامه ساز )
- یکپارچه نبودن ایده کار (ن مرتبط بودن برخی گفتارها و مواد برنامه با خط موضوعی و اهداف برنامه ساز و به اصطلاح عدم تداوم اندیشه در برنامه )
- پرداختن به موضوعاتی که بیان آنها ضرورت و اهمیت رسانه ای نداشته باشد یا کاشف از نیاز مخاطب و مصالح جامعه تحت پوشش نباشد .
- کشش و جذابیت نداشتن ایده کار برای مخاطب ، همچنین طرح مطالب و موضوعات کلیشه شده و تکراری و نخ نما که برای مردم تازگی نداشته باشد یا شعار دادن بجای کفتارهای واقع بینانه
- رادیویی نبودن موضوع و ایده کار (نظیر آنکه آموزش خیاطی یا نقاشی را که ایده ای ماهیتا بصری است بخواهیم از رادیو انتقال دهیم .)
- نداشتن پشتوانه تحقیقی و مستندات علمی در طرح مطالب (مواد برنامه و گفتارها از لحاظ علمی و پژوهشی ضعیف باشد .)
- شأن رسانه ای و وجهه علمی یا اخلاقی نداشتن کارشناسان مدعو (کارشناس دعوت شده به برنامه در سطح رسانه نباشد یا وجهه اجتماعی مطلوبی نداشته باشد )
- عدم تنوع در مواد برنامه (یکنواختی محتوا) و وجود نقصان و کاستی در مجموعه گفتارها و آیتم ها (به عبارتی ، ضعف برنامه ساز در پوشش ایده مورد نظر)
- عدم انتظام موضوعی و نامنسجم بودن محتوای برنامه (تشتت و آشفتگی در طرح موضوع )
- سلیس و روان و قابل فهم نبودن گفتارها و مواد برنامه و عدم توانایی در ارتباط با مخاطب
- زیاده گویی های ملال آور و غیر ضروری و برخورنده و هدر دادن وقت برنامه
- عدم توازن در حجم اطلاع رسانی و عرضه اطلاعات زیاد به مخاطب در وقت محدود (بدون توجه به فرصت هضم آنها)
- قرارگرفتن نویسنده برنامه و گویندگان و مجریان و گزارشگران در جایگاه کارشناس و قضاوت و اظهار نظر غیر مسوولانه در باب مسائل تخصصی که در صلاحیت آنان نیست و موجب انتقاد اهل نظر از رسانه می شود .
- مشارکت ندادن مخاطب در مباحث برنامه و عدم استفاده از نظر او (در حالتی که ایده کار ارتباط مخاطب را با برنامه اقتضاء دارد نظیر اینکه در برنامه صبحگاهی تلفن های مردم پخش نشود ).
موضوعات مرتبط: تهيه كننده راديو كيست ، ويژگيهاي يك تهيه كننده راديويي ، فرآيند توليد يك برنامه راديويي ، همه چیز درباره رادیو
- موضوع انتخابی برای چند درصد مردم اهمیت و تازگی دارد و ممکن است آنها را تحت تأثیر قرار دهد .
- موضوع چقدر به مخاطب نزدیک است و به زندگی او مربوط می شود (هرچه موضوع نزدیکتر و مرتبط تر باشد بهتر است).
- موضوع چقدر جوابگوی نیاز مخاطب است و طرح آن برای مردم جالب است.
- آیا موضوع انتخابی بحث انگیز است و گره ای دارد.
- ویژگی غیرعادی بودن چقدر در انتخاب موضوع مورد نظر لحاظ شده است.
- آیا موضوع انتخابی پیام جدیدی برای مخاطب دارد و طرز فکر جدیدی به او پیشنهاد می کند؟
- آیا موضوع انتخابی به نحوی به مشکلات عموم مردم مربوط است ؟ مثلا مسکن / تحصیل / شغل پیداکردن / درآمد / تفریح / تسهیلات زندگی / بهداشت و درمان / تربیت / خانواده و ...
موضوعات مرتبط: انتخاب ايده برنامه ، انتخاب موضوع برنامه
پس از متنی که گوینده برنامه در باره «فضیلت ماه مبارک رمضان» می خواند پخش کدامیک از موسیقی هایی که ذیلا بیان می شود مناسب تر است ؟ چرا ؟
الف) موسیقی سنتی (مثلا تک نوازی پیانو یا سه تار )
ب) نی و عود عربی
ج) موسیقی الکترونیک نرم
د) موسیقی سبک یا موسیقی لایت
ه) موسیقی فیلم
همراه کردن «نی و عود عربی » با متن ماه رمضان این مناسبت را ناخواسته در ذهن مخاطبان بخصوص قشر جوان ، مناسبتی عربی و نامتعلق به فرهنگ ایرانی جلوه می دهد .
اما موسیقی سنتی (مثلا تک نوازی سه تار یا پیانو) هم با موضوع و مضمون متن مورد نظر سنخیت دارد و هم ذهنیت مورد اشاره را القاء نمی کند (بلکه بالعکس ماه رمضان را مناسبتی ملی القاء می نماید)
موسیقی الکترونیک به سبب جنس قطعه و تصنع در حس و خاستگاه آن با مقوله مورد اشاره هم سنخ نیست این قسم موسیقی بیشتر مناسب برنامه های علمی / اقتصادی / سیاسی / ورزشی است
موسیقی لایت نیز اگر چه عاطفی است با متن مورد نظر در هر موقعیت ارتباطی قابل همراهی نیست مگر آنکه مخاطبان ما صرفا عده ای است از جوانها باشند . منتهی در پاسخ به سوال مزبور باید موقعیت ارتباطی عام (مثلا رادیو ایران یا مراکز استانی) را در نظر گرفت .
البته موسیقی فیلم ایرانی و بعضا خارجی (در صورتی که قطعه انتخابی ، سازبندی و حجم مناسب و حس هماهنگ با متن را داشته باشد ) نیز انتخاب مناسبی است.
ضمنا در انتخاب موسیقی علاوه بر موضوع باید به ضرباهنگ برنامه ، حسن زمان پخش و جنس صدا و حالت بیان گوینده هم توجه داشت .
موضوعات مرتبط: موسیقی در رادیو ، چگونگي ساخت يك برنامه راديويي
در رادیو می توان برنامه هایی که در شروع آنها ، یعنی پس از آرم ، گوینده یا مجری به مخاطب سلام می کند (ویا این سلام ، بواسطه شعر یا کلامی دیگر که پس از آرم بلافاصله اجرا می شود با تأخیر باشد ) باید با نام خدا آغاز شود (یا به عبارت مشابهی مثلا به نام آن یگانه بی همتا و امثال اینها)
اما برنامه هایی که ایده یاختاری آنها اقتضای چنین شروعی ندارد . یعنی شکل و ترکیبی خاص این برنامه ها ایجاب نمی کند که در آغاز آنها به مخاطب سلام شود (مانند نمایشهای رادیویی که با صحنه شروع می شود یا برنامه موسیقی به شکل «گلها» یا آنونس های رادیویی و برخی برنامه های کوتاه نظیر «راه امام کلام امام» ) نیازی نیست که با نام خدا آغاز شود و فقدان چنین آغازی ، به سبب ضرورتهای ساختاری و شکلی ، اسشکال تلقی نمی شود و مخاطب هم چنین خلایی را احساس نمی کند (بلکه با نام خدا شروع شود برای مخاطب غیر طبیعی جلوه می کند ، نظیر مثلا در شروع آنونس).
البته ، بدیهی است اگر قاعده کلی «شروع برنامه با نام خدا» با اعمال تمهید یا ابتکار خاصی (تا جایی که مقدور برنامه ساز و موقعیت ارتباطی است) در آغاز برنامه های رادیو رعایت شود شایسته است .
موضوعات مرتبط: فرآيند توليد يك برنامه راديويي
به عبارت دیگر ، کسی که برای حرفه گویندگی به شما مراجعه می کند باید چگونه صدایی داشته باشد ؟
- اندام گویایی(جهاز صوتی) او باید سالم باشد و صدای شفافی داشته باشد . صدای گوینده نباید خش دار ودارای گرفتگی باشد همچنین نباید تو دماغی یا تُک زبانی صحبت کند یا مشکل تنفسی داشته باشد . به علاوه مخازج حروف در صدای او باید طبیعی باشد مثلا ر/ س/ ز/ و امثال اینها را بخوبی بیان کند .
- برد (بلندی)صدای او مناسب باشد . صدایش ضعیف نباشد صدای گوینده در حالت عادی باید از سه متری شنیده شود .
- حجم صدای او (میزان زیر و بمی صدا) طبیعی باشد اگر مرد است صدایش زنانه نباشد و اگر زن است صدای مردانه نداشته باشد . در عین حال صدای گوینده (چه زن ، چه مرد) باید حجم کافی برای حالت دادن داشته باشد .
- تنالیته و آهنگ صدای او جذاب و دلپذیر باشد (مثلا وقتی در یک جمع چند نفری در حالت طبیعی دارد صحبت می کند ناخود آگاه همه برگردند و به او نگاه کنند)
- صدای گوینده نباید حالت التماسی / ناله ای / عشوه گرانه / لوس یا حالت تکبر و نخوت داشته باشد . صدای گوینده باید دارای استحکام و شخصیت و متانت و حاکی از اعتماد به نفس باشد .
موضوعات مرتبط: گویندگی در رادیو
- بتوان ایده مورد نظر را مرزبندی کرد و درچارچوب مشخص و معینی قرار داد (باید توجه داشت که دامنه موضوع با دامنه مخاطب نسبت عکس دارد)
- متناسب با نیازها و علائق مخاطب و در عین حال منطبق با سیاستها و اهداف مرکز پیام رسان باشد .
- در رسانه شنیداری رادیو قالب پذیر باشد ( مثلا ، ایده های تلویزیونی یا مطبوعاتی نباشد )
- بدیع و نوآورانه باشد (یا از حیث موضوع یا از جهت شیوه ارائه )
- مقرون به صرفه باشد (هزینه نامتعارفی بر مرکز پیام رسان تحمیل نکند)
موضوعات مرتبط: خلاقیت در برنامه سازی رادیو ، فرآيند توليد يك برنامه راديويي ، انتخاب ايده برنامه ، ويژگيهاي يك ايده خوب
پس از آنکه طرح برنامه (که به شکل مکتوب ارائه می شود)تصویب شد . تهیه کننده باید اقدامات زیر را برای تولید (ساخت)برنامه انجام دهد :
- نخسین مطالعه و تحقیق درباره موضوع و ابعاد و جنبه های آن (در برنامه باید به چه مقوله هایی پرداخته شود یا چه موادی ارائه شود که اهداف کار را تأمین کند)
- طراحی و ساخت آرم برنامه .
- تدارک موسیقی های مورد نیاز متناسب با موضوع ، مخاطبان ، اهداف کار و زمان پخش و ضرباهنگ برنامه .
- طراحی کنداکتور و فورمت برنامه (نحوه انتقال موضوع و تلفیق اجزا و آیتم های برنامه که به شکل مکتوب ارائه می شود) تهیه کننده در تنظیم کنداکتور برنامه باید رویکردی نوآورانه داشته باشد و دچار کلیشه های شکلی نشود . به عبارت دیگر ، نباید یک فورمت ثابت و یکنواخت برای تمام روزها در نظر گرفته شود .
- هماهنگی با عوامل برنامه و تدارک مواد برنامه ای (شامل : سفارش متن به نویسنده ، سفارش گزارش ، دعوت از کارشناس و میهمان ، آفیش (درخواست و تأمین)استودیو و تجهیرات فنی مورد نیاز بر اساس زمان بندی مراحل تهیه و مدت برنامه ، نیز آماده سازی مواد برنامه ای و بررسی و اصلاح و ادیت نمایی آنها)
- ضبط برنامه و کنترل نهایی آن (و یا پخش پخش مستقیم برنامه)
موضوعات مرتبط: تهيه كننده راديو كيست ، ويژگيهاي يك تهيه كننده راديويي
تصویر مرحوم فزیدون ارکانی تهیه کننده پیشکسوت رادیو
تهیه کننده طراح و سازنده برنامه است و مدیریت و هماهنگی از جنبه های اجرایی کار اوست . وظایف و نقش تهیه کننده را در رادیو می توان فهرست وار به شرح زیر بیان کرد :
- تدبیر ایده کار و طراح برنامه است یعنی ایده کار را ارائه و آن را در یک فورمت و قالب رادیویی مناسب طراحی می کند .
- تعیین کننده ترکیب عوامل انسانی و نیروهای ارتباط دهنده برنامه است . یعنی گویندگان ، گزارشگران ، کارشناس ، نویسنده ، ارتباط گر تلفنی و نظایر اینها را مشخص و در خواست می کند .
- مدیر و هماهنگ کننده عوامل مزبور و سفارش دهنده مواد برنامه است (مفاد و ملزومات مورد نیاز را تعیین و درخواست می کند )
به عبارتی هزینه ساخت برنامه را برآورد می کند ، سفارش دهنده امکانات و تجهیزات استودیویی است همچنین نحوه حضور و میزان کارکرد عوامل را در برنامه مشخص می کند و بر کیفیت کار آنان نظارت دارد . - نهایتا برنامه را در غالب نوار قابل عرضه برای پخش ارائه می نماید و در مقابل محتوا و ساختار برنامه مسوول است .
(البته شغل تهیه کننده با ابعاد کار و وظایف بالا ، ناظر بر هر دو وجه تهیه کنندگی و سردبیری است ، یعنی شغلی کع سازمان با عنوان تهیه کنندگی رادیو تعریف کرده دارای همه جنبه های حرفه ای پیش گفته است)
- سه دسته عمده قابلیت ها و توانایی های تهیه کننده رادیو کدامند؟ به اختصار توضیح دهید.
الف) استعداد ها و قابلیت های ذاتی:
- دارای ذوق و قریحه هنری و قوه زیبایی شناسی .
- استعداد بالا در طراحی و هوش سرشار .
- قدرت تخیل و تشخیص (مثلا ، با شنیدن یک قطعه موسیقی بتواند مو قعیت یا فضا یا موضوعی را متناسب با حس آن موسیقی در ذهن خود مجسم سازد )
- قدرت تصمیم گیری در لحظه (سرعت و تحرک در تصمیم گیری و عمل به آن )
- دارای عاطفه و احساس سرشار .
- اهل فکر و نظر بودن و توانایی در تجزیه و تحلیل و ربط مسائل و ارائه طرح و پیشنهاد
- دراری ابتکار و خلاقیت و اعتماد به نفس
- توانایی در مدیریت و برقراری ارتباط با دیگران و داشتن روابط عمومی خوب .
- صمیمی و بردبار و دور اندیش بودن .
- انتقاد پذیری و وظیفه شناسی روحیه و التزام به مبانی و مقررات ایستگاه رادیویی و محیط فعالیت
- هم جز ئی نگر و باریک بین و هم کلی نگر و کلیت بین .
ب) آگاهی ها و توانایی های عمومی (قابلیت های اکتسابی):
- تهیه کننده باید ترجیحا فردی دانشگاه دیده باشد (نوع رشته تحصیلی چندان مهم نیست)
- تهیه کننده با توجه به اقتضائات شغل خود باید سواد ادبی کافی داشته باشد و با انواع ادبی (خاصه شعر) مأنوس باشد ، برخی اشعار و سروده های مشهور را بشناسد همچنین با آثار مطرح ادبیات ایران و جهان آشنا باشد .
- تهیه کننده باید با مبانی علم ارتباط و برخی مباحث مقدماتی زبان شناسی و آواشناسی ، همچنین قواعد دستور زبان فارسی و تا حدودی فن ژورنالیسم آشنا باشد.
- داشتن اطلاعات هنری ، بویژه در زمینه سینما و مکتب ها و سبکهای هنری نیز تجربه فعالیت فرهنگی و هنری از ضرورتهای حرفه تهیه کنندگی است
- تهیه کننده باید با فن نگارش آشنایی داشته و اهل مطالعه و نوشتن باشد .
- دایره محفوظات لغوی تهیه کننده و اطلاعات عمومی او باید وسیع باشد همچنین با مسائل و موضوعات اجتماعی و سیاسی آشنا باشد .
- به لحاظ آنکه موسیقی ابزاری مهم و اساسی در حرفه تهیه کنندگی است ، داشتن اطلاعات و دانش موسیقیایی بالا از رموز موفقیت تهیه کننده است تهیه کننده باید با دستگاههای موسیقی اصیل ایرانی و هنرمندان مشهود موسیقی ایران و جهان آشنا باشد و کتب موسیقی را مطالعه کند .
ج) آگاهی ها و مهارتهای حرفه ای و تخصصی تهیه کننده :
- شناخت و درک صحیح از رادیو و شیوه پیام رسانی موثر از این رسانه شنیداری همچنین احاطه کافی بر ظرفیت های برنامه سازی در رادیو و کارکردهای این رسانه .
- بینش واقع بینانه از مسائل و معضلات جامعه و شناخت صحیح مخاطبان و نیازها و علائق آنان و اهداف و مصالح نظام .
- تسلط بر فن تهیه کنندگی و فرآیند ساخت برنامه و توانایی در بکارگیری ابزارو تجهیزات تولید .
- شناخت مشاغل و فعالیتهای زیر مجموعه برنامه سازی و احاطه نسبی و کسب تجربه در آنها (نویسندگی ، گویندگی و مجری گری ، گزارشگری ، ویراستاری ، صدابرداری )
- آگاهی از مسائل فنی رادیو و امکانات و تجهیزات تولید و پخش برنامه (ابزار و تجهیزات استودیویی ، مکانیسم ضبط و پخش ، امواج ، فرستنده و مایکرویو، ماهواره)
- آشنایی با واحدهای پشتیبانی و تدارکاتی تولید و نوع فعالیتهای آنها (فنی ، اداری ، مالی، اطلاعات و برنامه ریزی ، آموزش و پژوهش ، آرشیو و کتابخانه ، روابط عمومی)
- احاطه کافی بر زمینه های موضوعی برنامه های تحت مسولیت خود (مثلا کسی در رادیو برنامه روستایی می سازد باید با مسائل اجتماعی ئ فرهنگی روستائیان تحت پوشش و ابعاد کار و زندگی آنان ، نیز مسائل کشاورزی و دامپروری و صنایع دستی و نظایر آن آشنا باشد)
موضوعات مرتبط: تهيه كننده راديو كيست ، ويژگيهاي يك تهيه كننده راديويي
ترجمه فصل «تکنیکهای مصاحبه» از کتاب «مصاحبه برای روزنامهنگاران» نوشته سالی آدامز و وینفورد هیکس
تصور کنید رویکرد شما نسبت به مصاحبه شونده بدون نقص باشد، اما با این وجود نسبت به میزان اطلاعاتی که در اختیار شما قرار میگیرد، رضایت کافی ندارید، یعنی مصاحبه شونده پاسخ درست و مناسب به سؤالات نمیدهد چه باید کرد؟ در اینجا تکنیکهایی را در اختیار شما قرار میدهیم تا در مواردی که میزان اطلاعات بدست آمده به اندازه کافی نیست، از آن ها استفاده کنید. استفاده از این تکنیکها تنها زمانی به خوبی جواب میدهد که در زمان مناسب از آن ها استفاده کنید. بحث مدیریت خبر بسیار پیچیده است و گاهی جایی را نیز باید برای شکست گذاشت، اما این به معنای تسلیم شدن تمام و کمال نیست - هر چند گاهی تسلیم شدن هم در کار است.
سماجت به خرج دهید
اگر مصاحبه کننده تمایلی به پاسخ به سؤالی ندارد، ممکن است بخواهید به سراغ سؤال بعدی بروید. این برای شما چیزی شبیه به همان شکست است، مگر اینکه به عمد این کار را انجام داده باشید تا بعدا باز آن را مطرح کنید. شما آنجا هستید که مصاحبه بگیرید، بنابراین دوباره سؤال را مطرح کنید. ممکن است این بار کمی با ملایمت بیشتر و به صورت غیرمستقیم بتوانید سؤال را بپرسید و به جواب برسید. به او بگویید که این فرصتی مناسب برای روشن شدن قضایا و رفع شایعات است. سعی کنید ضمن سماجت، از هر نوع تاکتیکی که میتوانید استفاده کنید و با خوشرویی مصاحبه شونده را به حرف بکشانید.
اجازه دهید فرد به صحبت هایش ادامه دهد
خونسردی خود را حفظ کنید و اجازه دهید مصاحبه شونده به صحبت هایش ادامه دهد. ممکن است با چند سؤال اولیه مشخص شود که فرد تمایلی به پاسخ دادن به این سؤال ها ندارد، بنابراین موقعیت سؤالها را به گونهای تغییر دهید که فکر میکنید مصاحبه شونده تمایل دارد در مورد آن ها صحبت کند. اجازه دهید صحبتهایش را ادامه دهد. اگر مناسب است، کمی خنده هم به بحث اضافه کنید. زمانی که یخ صحبتهای فرد باز شد، به سراغ سؤال های اصلی بروید.
حدس بزنید
این تکنیک بیشتر در مورد آمار و ارقام به کار میآید. وقتی فرد تمایلی به ارائه آمار دقیق ندارد، می توان عددی را حدس زد و منتظر عکس العمل فرد ماند.
«- هزینه های ما بیش از نیم میلیون دلار است.»
«- یعنی چیزی بیش از 600 تا 700 میلیون؟»
عکس العمل و پاسخ مصاحبه شونده به تجربه او بستگی دارد. اگر جواب داد: «بله»، عدد بعدی را بگویید:
«یعنی بیش از 800 تا 900 میلیون؟»
ممکن است پاسخ این باشد:
«ما ترجیح می دهیم در مورد رقم دقیق بودجه صحبت نکنیم.»
در جواب باز هم یک حدس بزنید:
«یعنی ممکن است رقم بودجه شما چیزی بین 1 تا 2 میلیون دلار باشد؟»
در صورتی که باز هم جواب مثبت بود، به حدس زدن و پیشنهاد عدد و رقم ادامه دهید تا به رقم صحیح برسید. اما در صورتی که با ممانعت فرد روبرو شدید، دیگر ادامه ندهید. در اینجا دقت به عکس الملهای فرد مصاحبه شونده، به خصوص زبان بدن (body language)، میتواند کمک کند.
نارضایتی خود را ابراز کنید
یکی از تکنیکهای مؤثر برای تشویق مصاحبه شونده برای صحبت کردن و ارائه اطلاعات بیشتر، این است که نارضایتی خود را از شرایط نشان دهید. این کار را باید با زیرکی خاصی انجام داد. اگر دفترچه یادداشت و خودکار در دست دارید، مثلا می توانید دفترچه را ببندید یا خودکار را داخل جیب بگذارید تا فرد متوجه شود از طفره رفتن های او در پاسخ به سؤالات راضی نیستید.
نمونه شدیدتر آن این است که مثلا دستگاه ضبط صوت خود را خاموش کنید. حتی در ادامه میتوانید به سردبیر، یا دبیر سرویس و یا حتی به خودتان لعنت بفرستید، اما به یاد داشته باشید این کار را با ملایمت انجام دهید:
«نه، این نشد، این اصلا خوب نیست. میتوانیم دوباره شروع کنیم؟»
«این فایده ندارد، سردبیر با دیدن این مصاحبه حتما مرا خواهد کشت. میشود کمی بیشتر وارد جزئیات شویم؟»
«من جدا امید داشتم در مصاحبه با شما چیزی بهتر از این ها دستگیرم شود.»
و یا حتی:
«شک نکیند با این وضع، من کارم را از دست میدهم. ممکن است اطلاعات قویتری به من بدهید - خواهش میکنم!»
مصاحبه شونده را تهدید کنید که طفره رفتن او را درج میکنید
اگر فرد پاسخ سؤال خاصی را نمی دهد، اشاره کنید که در مصاحبه درج می کنید که وی از پاسخ دادن طفره رفته است. البته این مورد بسیار به میزان اعتبار رسانه متبوع شما بستگی دارد. این تکنیک در مورد افراد کم تجربه تر بیشتر جواب می دهد. به هر حال ارزش امتحان را دارد.
از شایعه استفاده کنید
گاهی اوقات میتوانید در صورتی که فرد به سؤال شما پاسخ نمیدهد، خود در مقام پاسخ به سؤال، از یک شایعه استفاده کنید. البته فراموش نکنید که برای این کار، از قبل باید شرایط را فراهم کرده باشید.
«اما من شنیدهام که، شرکت شما به شدت تحت حمایت نمایندگان دمکرات مجلس است.»
در اینجا اگر اطلاعاتی در این زمینه داشته اید و اینگونه صحبت کرده باشید، فرد دو راه دارد، یا قبول میکند و یا تکذیب. حتی در صورت تکذیب باز هم جا برای ادامه صحبت در این باره وجود دارد.
نبایدها
- - سعی کنید در مصاحبه خودتان را به رخ فرد مصاحبه شونده نکشید. هدف اولیه شما به دست آوردن اطلاعات و پاسخ سؤالها است. این کار، حس این که در مرکز توجه هستند، را از آنها میگیرد.
- - اولین، معمولیترین و دم دستترین سؤالی که به ذهن میرسد را نپرسید. این سؤال ممکن است به ذهن هر کس دیگری هم بیاید.
- - مصاحبه شونده را با حرف هایتان آزار ندهید. این کار بازخورد منفی دارد.
- - آنچه را میتوانسته اید با تحقیقات خود در مورد موضوع یا فرد مصاحبه شونده بفهمید، در قالب سؤال نپرسید.
- - از همه مهمتر این سؤال را نپرسید: «احساستان چیست؟»
موضوعات مرتبط: نکاتی در خصوص مصاحبه ، گزارش رادیویی
ترجمه فصل تکنیکهای مصاحبه از کتاب مصاحبه برای روزنامهنگاران نوشته سالی آدامز و وینفورد هیکس
شوخی چقدر، تمجید تا کجا؟
شوخی
برخورد خوب با مصاحبه شونده به او کمک میکند در طول پرسش و پاسخها احساس آرامش بیشتری داشته باشد. در بیشتر مصاحبهها خوش برخوردی و شوخی، به خوبی جواب میدهد، مگر اینکه مصاحبه شونده موقعیتی داشته باشد که امکان شوخی کردن با او نباشد. در مورد استفاده از شوخی در مصاحبه ها هیچ قانون خاصی وجود ندارد و هیچ کتابی نمی تواند در این مورد به شما کمک کند، اگر توانایی شوخی کردن دارید، حتما از این توانایی خود استفاده کنید. این برخورد، به پیشبرد مصاحبه کمک میکند و ابتکار عمل را به دست شما میدهد. البته در مورد شوخی کردن حتما توجه داشته باشید به موقع باشد و آن را طوری انجام دهید که توهینی به مصاحبه شونده نشود.
تعریف و تمجید
معمولا در طول مصاحبه یکی از نکاتی که باعث نگرانی میشود این است که تا چه حد میتوان از مصاحبه شونده تعریف و تمجید کرد. از طرفی ممکن است باعث شود فرد بیش از اندازه خود را دست بالا بگیرد. گاهی هم ممکن است، گارد فرد را باز کند، و این درست زمانی است که بهتر میتوان مصاحبه را پیش برد.
به طور مثال اگر مصاحبه شونده کتابی نوشته است، در صورتی که وقت دارید کتاب را مطالعه کنید و در غیر این صورت، کتاب را مروری کنید و اطلاعاتی جانبی در رابطه با آن بیابید. بنابراین در طول مصاحبه می توانید گذری به کتاب او بزنید:
�من واقعا کتاب شما را دوست دارم، خصوصا آن بخشی که در مورد....�
�بعضی از جمله های شما در این کتاب واقعا انسان را تحت تاثیر قرار میدهد...�
جملههایی از این قبیل را امتحان کنید، حتی اگر واقعا کتاب شما را تحت تاثیر قرار نداده باشد! البته به طور کلی تعریف واقع بینانه بهترین حالت تعریف است. علاوه بر این، اظهار نظر محبت آمیز به طور حتم بهتر از عدم اظهار نظر است. بالاخره در مورد مصاحبه شونده، میتوان نکتهای را یافت که در مورد آن به تعریف از او پرداخت.
تمام افرادی که در بین عموم دارای جایگاهی هستند، به نوعی به تعریف و تمجید هم نیاز دارند، چرا که معروف بودن برای این افراد مهم است. بنابراین در مورد این افراد، اگر فکر می کنید می توانید جمله ای به عنوان تعریف و تمجید به کار ببرید، حتما این کار را بکنید.
موضوعات مرتبط: نکاتی در خصوص مصاحبه ، گزارش رادیویی
ترجمه فصل «تکنیکهای مصاحبه» از کتاب «مصاحبه برای روزنامهنگاران» نوشته سالی آدامز و وینفورد هیکس
سؤال سخت را چگونه مطرح کنیم؟
خبرنگاران حرفهای این توانایی را دارند که تقریبا از هر کسی هر سؤالی که میخواهند را بپرسند و جواب قانع کننده خود را هم بگیرند. در اینجا مهم رویکردی است که خبرنگار برای پرسیدن سؤال خود اتخاذ میکند. حتی می توان سؤالهای تند و تیز و ناراحت کننده را با اتخاذ رویکرد درست، پرسید. برخی سؤالها برای مصاحبه شونده آزاردهنده هستند، اما حتی اینگونه سؤال ها را هم می توان در جریان مصاحبه پرسید.
فرد مصاحبه شونده باید به نوعی به شما احساس نزدیکی پیدا کند و این تنها به رویکردی که شما در مصاحبه در پیش می گیرید، بستگی دارد. فرد مقابل باید به این احساس دست پیدا کند که می تواند به شما اعتماد کند.
شروع خوب
اگر قصد دارید سؤالی بپرسید که فکر میکنید مصاحبه شونده تمایلی به پاسخ دادن به آن ندارد، با ملایمت سؤال خود را مطرح کنید و در صورتی که احساس کردید باعث عصبانیت فرد مقابل شدهاید، فورا عقب نشینی کنید - حتی اگر لازم می بینید، معذرت خواهی کنید - و بعدا بار دیگر به سراغ این موضوع بروید.
اگر قصد دارید سؤالی را بپرسید که واقعا حدس میزنید دردسر ساز شود، آن را تا انتهای مصاحبه نگه دارید، یعنی زمانی که تقریبا تمام سؤالهای خود را پرسیدهاید و تقریبا مصاحبه تمام شده است؛ حال اگر اتفاقی هم بیافتد زیاد اهمیت ندارد، چرا که شما مصاحبهتان را انجام داده اید.
البته برخی از روزنامه نگاران با تجربه نظر دیگری دارند. آنها می گویند بهتر است سؤال سخت و چالشی را همان ابتدای مصاحبه پرسید. صرف نظر از اینکه، این سؤال پاسخی به دنبال خواهد داشت یا نه، این کار باعث می شود مصاحبه شونده بعد از آن، احساس راحتی بیشتری کند و به صحبت های خود ادامه دهد.
در رابطه با این دو مورد، نکته این است که آیا مصاحبه شونده از قصد شما برای پرسیدن سؤال یا سؤال های سخت و چالشی آگاه است یا خیر. اگر از قصد شما خبر دارد و هر لحظه منتظر این است که سؤال خاصی پرسیده شود، بهتر است روش دوم اتخاذ شود، تا تمام مصاحبه فدای یک سؤال نشود، اما اگر اینگونه نیست، همان روش اول بهتر جواب میدهد.
اشاره قبل از پرسش
در این زمینه به گونه ای دیگر نیز می توان عمل کرد. در بیشتر موارد بهترین راه برای پرسیدن یک سؤال تند و یا حتی ناراحت کننده این است که پیش از پرسیدن سؤال، به مصاحبه شونده بگویید که قصد دارید سؤالی بپرسید که ممکن است قدری سخت/ناراحت کننده/تند/گستاخانه باشد. این جا است که مصاحبه شونده تا حدی مجبور می شود به سؤال شما پاسخ دهد.
رویکردهای دیگر
اول: سؤال را به ساده ترین شکل ممکن مطرح کنید.
این نکته در مورد مصاحبه شوندههای محتاط و خبره از اهمیت بیشتری برخوردار است.
«امکان دارد توضیح دهید که چرا برنامه گسترش کارخانه را اجرایی نکردید؟»
در این سؤال هیچ کلمه یا عبارتی مبنی بر انتقاد از مصاحبه شونده استفاده نشده است. بدون کلمات اضافی، بدون جزئیات زائد، بدون اشاره به هیچ منبع بیرونی، بدون موضع گیری و به ساده ترین شکل ممکن سؤال مطرح شده است. این رویکرد، مصاحبه شونده را در شرایطی قرار می دهد که نمی تواند از زیر پاسخ به سؤال شما شانه خالی کند.
دوم: سؤال را غیر مستقیم و از زبان دیگران بپرسید.
«منتقدین میگویند، شرکت شما همیشه به دنبال راههایی است که بتواند از پرداخت مالیات فرار کند - پاسخ شما در مورد اینگونه صحبتها چسیت؟»
این رویکرد به شما این امکان را می دهد که سؤالتان را - اگرچه ناراحت کننده باشد - بپرسید. از سوی دیگر، مصاحبه شونده هم پاسخ به این پرسش را فرصتی برای جواب دادن به انتقادهای موجود علیه خود میبیند.
سوم: لحن خود را تلطیف کنید. حمله خود را با تعریف و تمجید شروع کنید.
«فیلم شما در جشنواره امسال نامزد دریافت 5 جایزه بود و تا کنون در گیشه هم بسیار موفق عمل کرده است، اما در مورد سرقت ادبی که در رابطه با فیلمنامه شما مطرح شده است، چه توضیحی دارید؟»
چهارم: سؤال را طوری مطرح کنید، مثل اینکه موضوع زیاد مهم و ناراحت کننده ای نیست.
«من می خواهم کمی شیطنت به خرج بدهم و از دریچهای دیگر به اوضاع نگاه کنم. این سؤال همیشه برای من وجود داشته که با توجه به عملکردی که پیش از این داشته اید، چطور باز هم نامزد ریاست شدید؟»
پنجم: از سؤال های جدا و تقریبا نامربوط در کنار هم استفاده کنید.
«شما معمولا مدیر منضبطی هستید و در وزارتخانه اجازه نمی دهید کسی از اموال دولتی استفاده شخصی کند. درست می گویم؟»
خبرنگار پاسخ این سؤال را قبل از پرسیدن آن میداند، اما بعد از این سؤال است که سؤال اصلی را مطرح میکند:
«پس چرا فرزندانتان را با استفاده از امکانات دولتی به سفر خارجی فرستاده اید؟»
اتخاذ رویکرد در مصاحبه از اهمیت بالایی برخوردار است و مهم این است که خبرنگار بتواند سؤالهای خود را، حتی سختترین و تندترین آنها را، به نحوی مطرح کند که پاسخ آن را نیز دریافت کند.
موضوعات مرتبط: نکاتی در خصوص مصاحبه ، گزارش رادیویی

ترجمه فصل «تکنیکهای مصاحبه» از کتاب «مصاحبه برای روزنامهنگاران» نوشته سالی آدامز و وینفورد هیکس
کوتاه، ساده، واضح
اولین نکته در انجام مصاحبه توانایی برقراری ارتباط است، از این رو سؤال کوتاه بهتر از سؤال بلند، سؤال ساده بهتر از سؤال پیچیده و سؤال واضح بهتر از سؤال مبهم است. اگر بعد از انجام مصاحبه بار دیگر باز گردید و سؤالهایی که پرسیدهاید را مرور کنید، به ایرادهای سؤالها پی خواهید برد. این کار کمک خواهد کرد که بار دیگر سؤالها را متناسب با مقتضیات مصاحبه و مصاحبه شونده تنظیم کنید.
اگر در مصاحبه به دنبال جزئیات زیاد هستید، با دقت از سؤالهای کلی شروع کنید و بعد به سراغ سؤالهای جزئیتر بروید. این نکته زمانی اهمیت پیدا میکند که سوژه حساسیت خاصی دارد و مصاحبه شونده احتیاط بیشتری در پاسخ دادن به سؤال ها به خرج میدهد. سؤالهای بلند و پیچیده در صورتی که بلافاصله بعد از یک سؤال کلی پرسیده شوند، فورا برای مصاحبه شوندهای که زیاد تمایل به مصاحبه ندارد، یا وقت برایش تنگ است، مشخص می شود که سؤال های جزئی بیشتری در ادامه خواهد آمد! بنابراین کم کم باید به سراغ سؤالهای جزئیتر رفت. به این سؤال کلی دقت کنید:
«آیا تا به حال کامبوج بوده اید؟»
«بله، نزدیک به شش ماه... و من واقعا آنجا را دوست داشتم...»
خوب، اکنون میتوان به سراغ سؤال های جزئی رفت؛ در مورد وضعیت حمل و نقل، بهداشت، غذا و چیزهای دیگر در این کشور. بنابراین همیشه سعی کنید سؤال های کلی را ابتدا بپرسید، سپس به سراغ سؤال های جزئی بروید.
مرز مصاحبه و بازجویی
رویکردی در مصاحبه وجود دارد که به مصاحبه کننده توصیه میکند در طول مصاحبه مواضع مختلفی بگیرد، از نقش مامور تحقیق گرفته تا یک بازجو، و حتی یک قاضی. اما فراموش نکنید که مامور تحقیق معمولا پنهانی کار میکند، بازجو ممکن است دست به شکنجه بزند و قاضی هم از افراد بخواهد برای صحت ادعای خود قسم یاد کنند. بنابراین بهتر است به هیچ وجه به سمت چنین رویکردهایی متمایل نشوید. همیشه سعی کنید رو در رو، چشم در چشم و کاملا بیریا مصاحبه را انجام دهید. نه خود را ببازید، نه خود را بیش از حد بزرگ نشان دهید.
آنتونی هوواردز از روزنامه نگاران معروف روزنامه تایمز میگوید: «روزنامه نگارانی که خود را در قامت وکیل مدافع مردم میبینند و در این راه دست به ارعاب و تهدید مصاحبه شونده میزنند، برای روزنامه نگاری هیچ قدم مثبتی بر نمیدارند.» انتقال آرامش به مصاحبه شونده، بسیار مفیدتر خواهد بود. این بهترین راه برای به اصطلاح حرف کشیدن از مصاحبه شونده است.
زیرکی به خرج دهید
کلایو جیمز معتقد است، حالت تخاصم به خود گرفتن، «کاملا بیفایده است، حتی زمانی که با دشمن واقعی خود مصاحبه میکنید. اگر من از رونالد ریگان پرسیده بودم: آیا شما در هالیوود برای اف بی آی جاسوسی میکردید؟ او هیچ جوابی به من نمیداد. اما من سؤالم را اینگونه مطرح کردم: تهدید کمونیستها در هالیوود تا چه حد جدی بود؟ و او همه چیز را برای من تعریف کرد!» بنابراین با توجه به حساسیت موضوع و شخصیت مصاحبه شونده باید سؤال را انتخاب کرد.
اگر در حال مصاحبه در مورد موضوعی حساس هستید - مثل پول، روابط جنسی، روابط انسانی، تحصیلات - دستپاچه نشوید و سعی کنید پیش داوری را کنار بگذارید. این عکس العمل پیامهای منفی به مصاحبه شونده القا میکند و او نیز دستپاچه و عصبی میشود. رک باشید اما از کلمات کنایه آمیز استفاده نکنید.
آنچه بارها شاهد آن بودهایم این است که، روزنامه نگارانی که قصد داشتهاند راجع به موضوعات حساسی مانند مواردی که اشاره شد مصاحبه کنند، و در عین حال فکر میکردهاند مصاحبه سختی در پیش خواهند داشت، در انجام مصاحبه موفق عمل نکردهاند. بنابراین، حتی در مصاحبه با افراد شاخص و در مورد موضوعات مهم، اعتماد به نفس داشته باشید.
سؤال های مفید
بعضی سؤالهای معمولی در مواردی بسیار مفید واقع میشوند و استفاده از آن ها معمولا جواب میدهد؛ حتی میتوان آنها را به عنوان سؤالهای آغازین استفاده کرد. به این سؤالها دقت کنید:
«بهترین/بدترین .... برای شما چیست؟»
«اگر دو دقیقه زمان برای صحبت در تلویزیون در اختیار شما قرار میگرفت، ...»
«چه کسی بیش از دیگران شما را تحت تاثیر قرار داده است؟»
همیشه دقت داشته باشید که این سؤال ها را به زبان خود و آنگونه که مناسب شرایط است، بپرسید.
اگر مصاحبه شوندهای، از کلمههای نامفهوم استفاده میکند و شما نیاز به ساده شدن جملههای او دارید، این سؤال مناسب است:
«خوب، اگر بخواهید این موضوع را برای یک فرد عادی توصیح دهید، چه می گویید؟»
یا برای مصاحبه با یک فرد موفق:
«برای افرادی که ابتدای راه هستند، چه توصیهای دارید؟»
در مصاحبهای سیاسی، ممکن است فرد ادعایی جنجالی مطرح کند:
«مدرکی هم برای این گفته خود دارید؟»
یا مصاحبه با یک مدیر موفق:
«چطور توانستید شرکتی به این بزرگی را به اینجا برسانید؟»
اگر مصاحبه شونده به نحوی برخورد میکند که نشان دهد وقت تنگ است و قصد رفتن دارد:
«آیا سؤالهای من شما را خیلی کسل کرده است؟»
این سؤال گاهی باعث میشود موفق شوید از مصاحبه شونده چند دقیقه بیشتر وقت بگیرید.
اگر مصاحبه شونده از جواب دادن به سؤال شما طفره میرود:
«خوب، پس به این ترتیب، من این جواب شما را به معنی "بله" در نظر میگیرم.»
اما برخی مجلات هم معمولا یک سری سؤال های عمومی را در مصاحبه های خود با افراد مختلف مطرح میکنند:
«معمولا چه کتابهایی را در قفسه کنار تخت خود نگه میدارید؟»
«چه چیزی باعث میشود، شما واقعا عصبانی شوید؟»
«اگر به اندازه کافی پول در اختیار شما قرار میگرفت، برای مردم جهان / شرکت خود / شهر خود / روستای خود چه کاری انجام می دادید؟»
«شعار شما در انجام کارها چیست؟»
«فکر می کنید تا 5 سال آینده چه اتفاقی برای شما بیفتد؟»
«شما چطور از دام ناامیدی فرار میکنید؟»
«چه چیزی باعث می شود احساس کنید آدم مهمی هستید؟»
«مهم ترین درسی که در زندگی گرفتهاید، چیست؟»
«قهرمان زندگی شما کیست؟»
«اگر بخواهید در سه کلمه خود را توصیف کنید، چه میگوید؟»
«اگر میدانستید فردا قرار است بمیرید، امروز چه میکردید؟»
موضوعات مرتبط: نکاتی در خصوص مصاحبه ، گزارش رادیویی
سالی آدامز - وینفورد هیکس
اشاره: پیش از این با دو نوع سؤال باز و بسته آشنا شدید. در این مطلب با سؤال های هدایت کننده و حدسی و نحوه استفاده از آن ها آشنا خواهید شد.
***
سؤالهای هدایت کننده و حدسی
از آنجایی که سؤاا های هدایت کننده پاسخ های کوتاه دارند میتوان آن ها را زیر مجموعه سؤال های بسته دانست.
«شما چطور عکس العمل نشان دادید؟ خشمگین شدید؟»
«چقدر پول دزدیده شده است؟ 250 میلیون؟»
«آیا تصادف زمانی اتفاق افتاد که آن ها از رستوران خارج میشدند؟»
نگاهها نسبت به سؤالهای هدایت کننده کمی منفی است، اما این نوع سؤالها در صحبتهای روزمره همیشه استفاده میشوند و اگر مصاحبه کننده بتواند ارتباط خوبی با مصاحبه شونده برقرار کند، این سؤال ها هم میتواند پاسخ خوبی به دنبال داشته باشد.
از این منفیتر، میتواند سؤال حدسی باشد، که زیرمجموعه سؤال های بسته قرار می گیرد. مثل این سؤالها:
«چه اتفاقی افتاد که بالاخره از کتک زدن همسرتان دست برداشتید؟»
«با اتوبوس رفتید یا مترو؟»
در این مورد اگر فرض و حدس شما درست باشد، این نوع سؤال هم به خوبی جواب میگیرد. گاهی اوقات باید مصاحبه را با مهارت خاصی پیش برد و این نوع سؤال برای این منظور کمک میکند. بهترین حالت این است که حدس شما درست از آب در آید، که البته باید با توجه به اطلاعات قبلی و صحبتهای پیشین فرد باشد. در بدترین حالت ممکن است حدس شما اشتباه باشد که با تصحیح ساده سؤال، مسئله حل میشود.
همچنین سؤال حدسی را می توان به صورت غیرمستقیم پرسید:
«شما چند بلیط نیاز دارید؟»
به جای:
«شما بلیط نیاز دارید؟»
«چند شکایت علیه این شرکت انجام شده است؟»
به جای:
«آیا شکایتی علیه این شرکت انجام شده است؟»
اما فراموش نکنید که در هر صورت، از این نوع سؤال ها نباید زیاد استفاده شود تا روند مصاحبه دچار اختلال و بیاعتمادی نشود.
موضوعات مرتبط: گزارش رادیویی
سالی آدامز - وینفورد هیکس
انواع سوال
می توان سؤال ها را بر اساس هدف، محتوی و نحوه مطرح کردن طبقه بندی کرد - اما ابتدا سه نوع طبقه بندی اصلی را با هم مرور کنیم: بسته، باز و هدایت کننده. هر کدام از این نوع سؤال ها را باید در جای خود استفاده کرد.
بسته
سؤال های بسته را معمولا سؤال هایی می دانند که با �بله� و �خیر� پاسخ داده می شوند، اما در واقع هر سؤالی که پاسخ آن کوتاه باشد را می توان سؤال بسته دانست. سؤال های بسته را در طول مصاحبه و برای چک کردن آمار، اسامی، عناوین شغلی و نام مکان ها می توان به کار برد.
�- آیا شما صحنه تصادف را دیدید؟� �- خیر.�
�- نام کامل گروه چیست؟� �- انجمن دوستداران طبیعت�
�- لنگرگاه گنجایش چند قایق را دارد؟� �- 120�
�نام ایشان چیست؟� �- جانسون�
اما نباید فراموش کرد که مصاحبه ای که سؤالات بسته زیاد و در نتیجه پاسخ های کوتاه زیادی داشته باشد، مصاحبه خوبی از آب در نمی آید.
باز
پاسخ مطلوب در سؤال های باز باید طولانی تر باشد.
�چه چیزی باعث شد شما به فکر ساخت این دستگاه بیفتید؟�
�دقیقا تفاوت این دو زبان در چیست؟�
یکی از انواع سوال های باز، تکرار است. این نوع سؤال زمانی به کار می آید که به نظر می رسد مصاحبه شونده هنوز حرف های بیشتری برای گفتن دارد. در اینجا به طور غیر مستقیم، به دنبال دریافت اطلاعات هستیم.
�- قبل از ترک زمین من او را دیده بودم.�
... سکوت ...
�- قبل از ترک زمین، او را دیده بودید؟�
�- من تنها فردی بودم که در آن سانحه زنده ماند.�
... سکوت ...
�- شما تنها فردی بودید که زنده ماند؟�
سؤالات بسطی زیر مجموعه سؤالات باز هستند و برای دریافت اطلاعات بیشتر و جزئی تر استفاده می شوند. زمانی که می خواهیم مصاحبه شونده مثال های بیشتری برای گفته های خود بیاورد، از این سؤال ها کمک می گیریم. در اینجا اصطلاح �به طور مثال�، ارزش خود را به خوبی نشان می دهد.
�ممکن است کمی بیشتر توضیح دهید؛ به طور مثال، این کارخانه چند کارگر دارد و تولیدات جانبی آن چیست؟�
�- شرکت ما برای پیشبرد این برنامه ایده های جدیدی ارائه کرده است.� �- ممکن است در مورد مهمترین آن ها کمی بیشتر توضیح دهید؟�
علاوه بر سؤالات بسطی، سؤالات توضیحی نیز زیرمجموعه سؤالات باز هستند. هرچه بیشتر در عرصه مصاحبه تجربه کسب کنید، به وضوح خواهید دید توضیح بیشتر خواستن در مورد آنچه مصاحبه شونده گفته است، از اهمیت بالایی برخوردار است.
�- نتیجه این شد که من از همکاری با آن ها منصرف شدم.� �- آیا این اتفاق زمانی افتاد که در حال کار روی فیلمنامه خودتان بودید؟�
�- بعد از این، نیروهای روسی وارد منطقه شدند و آنجا را اشغال کردند.� �- درست متوجه شدم.. نیروهای روسی بعد از نیروهای گرجی وارد منطقه شدند؟�
در بسیاری از اوقات ممکن است تنها به خاطر بد شنیدن کلمات مصاحبه شونده، بد ادا کردن کلمات و استفاده از کلماتی که ممکن است باعث سوء تفاهم شوند، نیاز به توضیح بیشتر باشد. مصاحبه کننده همیشه باید به پرسیدن سؤالات توضیحی عادت داشته باشد. معمولا سؤالات توضیحی را اینگونه باید شروع کرد:
�من درست متوجه شدم، شما معتقدید که ...�
�آنچه شما می گوید بدین معنا است که...�
سؤالات باز اگر به خوبی انتخاب شوند، باعث می شوند توجه مصاحبه شونده جلب و برای ادامه دادن صحبت هایش ترغیب شود، چرا که با این کار مصاحبه شونده نشان می دهد که به شنیدن حرف های او علاقه مند است. تنها نکته منفی در این مورد ممکن است زیاد صحبت کردن مصاحبه شونده باشد که در این مورد نیز در صورتی که از ابتدا به او بفهمانیم که دقیقا به دنبال چه چیزی هستیم، مشکل قابل حل است.
- در مطلب بعد، به نوع سوم پرداخته می شود.
موضوعات مرتبط: نکاتی در خصوص مصاحبه ، گزارش رادیویی
گفتاری از ایرج برخوردار
صدایی گوشنواز
اشاره: سلسله مباحثی که به دنبال خواهد آمد سعی دارد شما را با تکنیکها و ارزشهای کار گویندگی در رادیو به اختصار آشنا کند. این گفتارها از سوی استاد ایرج برخوردار ارائه میشود که خود مدرس و برنامهساز رادیوست و سالهاست در این زمینه فعالیت دارد.
اولین بحثی که میخواهیم مطرح کنیم راجع به گویندگی در رادیوست. کاملاً روشن است که گوینده به کسی گفته میشود که مطلبی را برای رادیو میخواند و بیان و عرضه میکند. اگر بخواهیم این موضوع را به تعریف بیاوریم باید بگوییم گوینده شخصی است که صدای خوب و لطیفی دارد، با آهنگی جذاب و متفاوت از دیگران. یعنی در واقع صدایی خوب به صورتی که قبلاً نشنیده باشیم یا برای گوش ما تازگی داشته باشد. علاوه بر صدای خوب، این شخص در عین حال باید دارای سواد و اطلاعات کافی باشد و بتواند به مفاهیم مربوط به متن ضمن خواندن توجه کند. در عین حال گوینده باید توان تشخیص کافی در بیان و القای مفاهیم و انتخاب ریتم مناسب برای بیان مفاهیمی که در متنش وجود دارد را داشته باشد. تسلط کافی بر ادبیات و واژههای متن نیز بسیار مهم است و به همین منظور گوینده باید مدام برای خوب بیان شدن این واژهها و اصطلاحات در صدد کسب اطلاعات تازه و جدید باشد.
موضوعات مرتبط: گویندگی در رادیو
گفتوگو با علی صلحجو
اشاره: روان و سلیس بودن متون و نوشتههای مطبوعات و کتابها و درستی آنها از نظر قواعد دستوری بر جاذبه بیشتر و بهتر خوانده شدنشان کمک میکند. این موضوع در درجه اول وظیفه نویسنده است اما ویراستاران نیز به عنوان "چشم دوم" برای ارائه و انتشار یک اثر نقش مهمی در این زمینه دارند و تعامل نویسنده و ویراستار میتواند به هر چه بهتر شدن یک اثر نوشتاری کمک کند.
استاد علی صلحجو از ویراستاران توانا و مؤلف و مترجم آثاری چند در این زمینه، در گفتوگو با مدرسه همشهری برخی قواعد و نکات مطرح را مرور کردهاند. بخش اول این گفتوگو را با هم میخوانیم
موضوعات مرتبط: نویسندگی در رادیو
شایسته چابکی
چکیده:
مستند یکی از قالبهای جذاب و پر مخاطب در برنامهسازی رادیو است، که سابقهای چندین ساله در دنیا دارد اما در کشور ما شکلی جدید از برنامهسازی به حساب میآید . مستند رادیویی در واقع به اشتراک گذاشتن اطلاعات واقعی با شنوندگان، ثبت و ارایه وقایع تاریخی، انعکاس مسایل جاری شامل موضوعات مختلف است که متکی بر بهرهگیری از افکت و تکنیکهای صوتی و تعامل با مخاطبان است و به آنها کمک میکند تا آنچه را که توصیف میشود تجسم کنند. مستند در واقع وسیلهای بسیار محبوب برای ارتباطات عمیق در رادیو است که در بسیاری از جوامع به آن توجه می شود . بر همین اساس فضای کار تهیه کنندگان مجموعه های مستند بسیار گسترده است و با توجه به اهمیت و ویژگیهای منحصر به فرد این ژانر برنامهسازی ، نیاز به آموزش بیشتر احساس میشود. از آن جایی که تاکنون مجموعه مناسبی از اطلاعات آموزشی و کاربردی به زبان فارسی و در حوزه تولید مستند رادیویی در اختیار علاقمندان قرار نگرفته است این مقاله با مطالعات اسنادی در حوزه مستند رادیویی وبهره گیری از کتب معتبر خارجی و تجارب آموزش این ژانر در کلاسهای آموزشی برای تهیه کنندگان رادیویی ونیز آسیب شناسی کیفی برنامههای مستندی که ارزیابی کرده ام به تعریف و دسته بندی مراحل مختلف از ایده یابی تا طراحی و تولید مستند رادیویی ونیز نکات مهم در موفقیت سناریونویسی و تولید برنامه مستند رادیویی می پردازد.
· کليدواژگان: رادیو، مستند رادیویی،گزارش مستند، متن مستند، سناریوی اولیه، سناریوی ثانویه،
موضوعات مرتبط: مستند رادیویی
ادامه مطلب
هشت قالب موسیقیایی برای رسانه تعریف شده است. بهرهمندي از قالب هاي متنوع موسيقايي در برنامه متناسب با ساختار و ظرفيتهاي آن به انتقال جذاب و موثرتر پيام كمك ميكند و باعث تنوع فضاي شنيداري برنامه ميشود و معرف تلاش، ذوق هنري ودرك رسانهاي تهيهكننده است. در رسانه هشت قالب موسیقیایی وجود دارد که لازم است برنامه سازان محترم نسبت به هریک از این موارد مطالعه و آشنایی کامل داشته باشند.
- پالس /پاساژ
- توام
- پس زمینه
- فاصله
- سرود
- آنونس
- آرم استیشن
- آرم
حالتهاي موسيقي
ـ سنگين: قطعات با متر آزاد، كشسان يا تمپوي بسيار پايين مانند: قطعات آوازي يا ساز و آوازها...،
ـ آرام: قطعات متريك كه داراي تمپوي پايين هستند.
ـ روان: قطعات متريك كه تند يا كند نيستند.( این گروه طيف بيشتري از ملوديها را در برميگيرند)
ـ حماسي: آثاري كه المانهاي موسيقي (ريتم، ملودي، سازبندي) آنها حس حماسي ايجاد نمايد.
ـ طرب انگيز: آثاري كه حس شادي ايجاد مي نمايد. بيشتر اين آثار داراي متر تركيبي هستند.
ـ پرشور: آثاري كه حس تكاپو و تحرك ايجاد نمايد و اغلب تمپو و حجم بالاي اركستر دارند.
ـ متغير: آثاري كه از دو يا چند حالت گوناگون تشكيل ميشوند.
. توزيع موسيقي ملل
با توجه به اين كه حوزهي جغرافيايي بخشي از محتواي برنامه مربوط به كشورهاي ديگر است
بهرهمندي از موسيقي ملل به شرط ايجاد تناسب و هماهنگي با محتوا به ويژه در استانهاي مرزي كه صدايشان در كشورهاي مجاور شنيده ميشود پيامآور صلح دوستي ايرانيان و احترام به فرهنگ شنيداري ملتهاست. اين قطعات مانند موسيقي فولكلور اصالت خاصي دارد از اين رو جايگزين مناسبي براي برخي از قطعات بي هويت پاپ غربي مي تواند باشد و توجه تهيهكننده به اين شاخص معرف سواد فرهنگ وي است.
موضوعات مرتبط: موسیقی در رادیو
شعر خواني يا قرائت شعر (براي گويندگان ) به عوامل متعددي بستگي دارد از آن جمله :
1- تمرين و ممارست فراوان در خواندن شعر : اين تمرين بايد در قالبهاي مختلف شعري صورتت گيرد ، تمرين خواندن شعر نبايد منحصر به يك يا چند ديوان شعر باشد . خواننده شعر بايد ديوانهاي مختلف و از جمله شعر شاعران بزرگ (فردوسي ، سعدي ، حافظ ، مولوي ، صائب تبريزي ، نظامي گنجوي ، عطار و سنايي ) تامل فراوان داشته باشد.
2- آگاهي از وزن شعر و قالبهاي شعري : اگر خواننده شعر وزن شعر را بخوبي بفهمد و درك كند در خواندن صحيح يك شعر كمتر دچار مشكل مي شود. گاه شاعر براي رعايت وزن "آينه " را "آيينه " مي آورد اما خواننده آنرا " آينه " مي خواند و وزن دچار اختلال مي شود. دانستن وزن شعر هم مي تواند با آگاهي از علم عروض صورت گيرد و هم خواننده بطور مستمر يك وزن را بارها و بارها بايد تكرار كند تا بطور نا خوداگاه در ذهن و ضمير او جاي گيرد و گوش آشناي با وزن را بيابد.
3- درك صحيح از معني : اگر خواننده شعر معناي شعر را درك كند به خوبي مي تواند از عهده صحيح خواندن و خوب خواندن آن برآيد اما اگر در درك معنا عاجز باشد خواندن شعر او را با مشكل روبرو مي سازد . بديهي است دانستن معاني و واژگان وتلميحات و ويژگيهاي شاعر در اين امر موثر است.
4- شركت در مراسم مختلف شعر خواني و آشنايي با شاعران : شركت در مراسم مختلف شعر خواني و آشنايي با شاعران اين فرصت را به خواننده مي دهد تا هر چه بيشتر به ظرايف و ويژگيهاي شعر آشنا شود و خواندن صحيح را در يابد . گوش كردن مداوم به نوارهاي صوتي كه به خواندن شعر شاعران و صحيح خواني آن پرداخته اند و در سالهاي اخير سرمايه گذاري خوبي روي اين كار شده است از ديگر عوامل موثر است.
5- به حافظه سپردن شعر : حفظ كردن شعر باعث آشنايي سريعتر خواننده با وزن شعر مي شود و اگر شعر ديگري با همان وزن را بخواند درك صحيحتر و وسيعتري خواهد داشت . حفظ كردن شعر در مخاطب نيز تاثير فراوان مي گذارد و مخاطب متقاعد مي شود كه خواننده از تجربه كافي بهره ور است ، حفظ كردن شعر سرعت خواننده را در انتخاب شعر با لا مي برد و مي تواند به او اطمينان كافي در احاطه داشتن به مجلس بدهد.
6- آشنايي با شعرا : آشنايي با شعرا و سبك شعري آنها به خواننده شعر كمك زيادي مي كند بعضي از واژه ها در سروده هاي شاعران زيادي تكرار شده است فهميدن اين واژه ها ضمن كمك به درك معنا خواندن را نيز تسهيل مي كند براي نمونه كليد واژه هايي مثل مسجد ، ميخانه ، دير و عشق در اشعار حافظ و كليد وازه ها يي مثل توبه ، دعا ، خدا وصال و فراق خيلي به چشم مي خورد .
موضوعات مرتبط: گویندگی در رادیو


